شعر اعياد و مناسبت ها

بذر مهرت

بس که از مهرت جنون در کار مجنون ریخته
کاسه کاسه از دو چشمش خون به هامون ریخته

هر کجا روید نهالی برگ و بارش حیدری است
بذر مهرت را خدا در جان گردون ریخته

بیشتر بخوانید »

وصی مصطفی حقا

دلاورمرد می خواهد از این باده نیوشیدن
سپر را‌ روبروی تیغ ابرویش نپوشیدن
بسان شیر شرزه بر صفوف خصم جوشیدن
که دارد زهره ی آنکه جگر از عبدود گیرد
بیشتر بخوانید »

حضرت حیدر

قلبی که در هوای تو گشته است بیقرار
با پای دل رسیده به خلوت سرای یار

جایی ندیده بهتر از این روی خود زمین
جایی ندیده بهتر از این روز و روزگار

بیشتر بخوانید »

أشهد أن علیً ولی اللهِ

ای که جز خانه تو خلوت ما نیست که نیست
هر چه گشتیم دراین میکده جا نیست که نیست
من که جز نام تو نامی نشنیدم بی شک
جز صدای تو در این دهر صدا نیست که نیست
بیشتر بخوانید »

چشمه کوثر

می دهد کعبه نشانـی قبله ی دیگر علی است
سجده کن پروردگاری را که مایل بر علی است

در حیاطِ صحنِ او خورده است خِضر آبِ حیـات
سُرمه کن خاکِ نجف را چشمه کوثر علی است

بیشتر بخوانید »

مرد میدان سخت

تا علی هست با نسب تر نیست
صحبت از جانشین دیگر نیست
هیچ کس با علی برابر نیست
مرد میدان سخت خیبر نیست
بیشتر بخوانید »

مظهر العجائب

دلها اگر که بال برایِ تو می‌زنند
هر شب سری به سمتِ سرای تو می‌زنند

جبریل می‌شوند تمامِ کبوتران
وقتی که بال و پَر به هوای تو می‌زنند

بیشتر بخوانید »

خیر البشر

بسم علی حضرت رحمان علی

باطن نورانی قرآن علی

نفس علی روح علی جان‌علی

منکر تو نیست‌ مسلمان علی

بیشتر بخوانید »

بالا

تا وحی آمد مقتدا را برد بالا

دست نبی دست خدا را برد بالا

با دست گرم رحمه للعالمینش

دست یل خیبر گشا را برد بالا

بیشتر بخوانید »

خطبه

کسی نیامده او را علی جواب کند

علی به سمت گدایان خودش شتاب کند

کسی که روی علی ذره ای حساب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کندبیشتر بخوانید »

بستن
بستن