صفحه اصلی / شعر محرم و صفر / شعر گودال قتلگاه

شعر گودال قتلگاه

زینت دوش پیمبر

اینقدر جولان نده با خنجرت دورو برش چکمه ات را بی ادب بردار از روی پرش گریه دارد میکند بالای مقتل مادرش تا که نفرینت نکردم دست بردار از سرش

ادامه »

کهنه پیرهن

این نیزه در نیامده آن نیزه میرود داد از فلک که داد تورا در مى‌آورد مثل دو تکه چوب لبت را به هم نزن الآن برات آب پیمبر مى‌آورد

ادامه »

گودال قتلگاه

ناله بزن ؛ با ناله از گودال لشگر را ببر زینب بیا ، این شمر با پا رفته منبر را ببر چون مادر خود بر کمر چادر ببند ای شیر زن از زیر دست و پای این مردم برادر را ببر

ادامه »