شعر گودال قتلگاه

  • (بدون عنوان)

    گرچه دلم با دیگران در انفصال است با او ولی در نقطه ی اوج وصال است اینکه چه شخصی با چه ظرفی … این مهم نیست هر کس به دنبالش پیِ فضل و کمال است هیچ انتظاری جز خداوندی نداریم از آنکه در شانش فقط جل جلال است از ما چرا ایراد میگیرند مردم از چشم او گفتیم چون نیکو خصال است هرگز نمی گرییم، از سختی دنیا گریه فقط بر زاده ی زهرا(س) حلال است این گریه آخر می برد ما را به جنت این آب دیده بهترین روزی سال است در پیش چشم خواهر خود دست و پا زد راوی این گفتار در مقتل “هلال” است از داغ او زینب شده دیگر شبیه پروانه ای که دم به دم در اشتعال است یادت میاید بارها با حال زارم گفتم که ماندن بی تو در دنیا “محال” است؟ هر جا رَوی من هم میایم با تو آنجا از تو جدا بودن همانند “خیال” است حالا تو بی من رفته ای زیر سم اسب؟ من هیچ … پاشو مادرت آشفته حال است با افتخار از مو بلندت کرده انگار آنچه میان دست خود دارد مدال است بی سر رها شد از چه جسمت بین گودال دنیا هزاران سال زیر این …

    بیشتر بخوانید »
  • دلــم هــوایِ مناجاتِ کـربلا کرده

      دلــم هــوایِ مناجاتِ کـربلا کرده هوایِ زمزمه در بابِ قبله را کرده دوباره ذکرِ لَبَم بِاالحسین العفو است غلامت عزت از این روضه دست و پاکرده

    بیشتر بخوانید »
  • واویلا

    لشگر آن دم که بر سرش میریخت همه اعضای پیکرش میریخت سنگ از بس به صورتش میخورد لب و دندان اطهرش میریخت

    بیشتر بخوانید »
  • یا الله

    استاده بود لحظه ولی آخرش گذشت وقتی که زینب از همه ی باورش گذشت سر‌زد به عمق فاجعه تا زنده بیندش از فکر و‌ذکر معجر خود خواهرش گذشت

    بیشتر بخوانید »
  • ذکر یا حسین

    روضه کُشنده بود ، ولی روضه خوان نمُرد حتی یکی از آن همه گریه کنان نمُرد دیدم کتیبه سوخت ، گریبان خود درید با ذکر یا حسین ، زبان در دهان نمُرد

    بیشتر بخوانید »
  • (بدون عنوان)

    کربلا شد دیارِ بی رحمی رفت بالا عیارِ بی رحمی هرچه خورشید داغ تر می شد خاک می شد دچارِ بی رحمی

    بیشتر بخوانید »
  • عرش را به تلاطم کشیده است

    آن تندباد تیر، بگو با تنت چه کرد؟ با قلبِ مثل آینه‌ی روشنت، چه کرد؟ وقتی که عرش را به تلاطم کشیده است، با ما، ببین که روضه‌ی افتادنت چه کرد

    بیشتر بخوانید »
  • ماه در گودال

    آه افتاد ماه در گودال ماه افتاد آه در گودال عمه با نیزه های دور تنت ساخت یک بارگاه در گودال

    بیشتر بخوانید »
  • تا شاه بی رمق شد

    هل من معین بی کسی اش تا شنیده شد رنگ جمال پرده نشینان پریده شد تا شاه بی رمق شد و افتاد روی خاک افسار گرگ های حرامی دریده شد

    بیشتر بخوانید »
  • از بدنش پا نمی شود

    قلبی که با حضور شما پا نمی شود محبوب خانواده ی زهرا نمی شود انسان بی حسین چو بیمار لاعلاج دردش به هیچ وجه مداوا نمی شود

    بیشتر بخوانید »
بستن
بستن