صفحه اصلی / شعر محرم و صفر / شعر گودال قتلگاه (page 3)

شعر گودال قتلگاه

شعر روضه امام حسین (ع)

غریب و خسته ای جان می دهد به گودی گودال و خواهری که به سر می زند به گودی گودال ‌ ‌ چه ازدحام عظیمی گرفته دور و برش را چه محشری که به پا می شود به گودی گودال ‌

ادامه »

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می آید زنی قامت خمیده لب میگذارد روی حلقوم بریده

ادامه »

در دلش گم شده آهی و نگاهی باقی است

در دلش گم شده آهی و نگاهی باقی است همه رفتند غمی نیست که شاهی باقی است تا به زینب نگهش رفت دلش قرص شدو زیر لب زمزمه میکرد سپاهی باقی است

ادامه »

از دست مهربان شما هر که نان گرفت

از دست مهربان شما هر که نان گرفت بالای دست حاتم طایی مکان گرفت عرض نیاز پیش کریمان درست نیست باید همیشه دست به روی دهان گرفت

ادامه »

تا تو رفتی به سوی خیمه ما برگشتند

تا تو رفتی به سوی خیمه ما برگشتند عده ای که دگر از دین خدا برگشتند جنگجویان همه رفتند ولی بعد از آن عده ای بد دهن و بی سر و پا برگشتند

ادامه »

حالا که غیر از چشم‌های تر نداری

حالا که غیر از چشم‌های تر نداری تنهای تنها ماندی و یاور نداری بگذار تا زینب لباس رزم پوشد تا که نگوید دشمنت لشگر نداری

ادامه »

بسکه نیزه سمت او سربازها انداختند

بسکه نیزه سمت او سربازها انداختند عاقبت از روی مرکب شاه را انداختند نیزه ها قرآن حق را تکه پاره کرده اند صفحه هایش را به زیر دست و پا انداختند

ادامه »

خوردی زمین ، مقابل زهرا به قتله گاه

خوردی زمین ، مقابل زهرا به قتله گاه بیــن حرامـــیان ماندی غریب و یکّه و تنها به قتله گاه کردنــد دوره ات در عصر جمعه ، لشکرِ اعدا به قتله گاه قلبِ خـــدا شکست

ادامه »