Home / شعر محرم و صفر / شعر عصر عاشورا و شام غريبان

شعر عصر عاشورا و شام غريبان

مدح و مرثیه امام حسین (ع)

ما را پناه نیست به جز کشتی نجات راه نجات ماست از این دار مشکلات   بر پرچم سیاه غمش تکیه می کنم جانم فدای ماتم لب تشنهء فرات

ادامه »

شعر روضه سیدالشهدا (ع)

دارند زنده زنده ترا دفن میکنند برجسم نیمه جان تو رحمی نمی کنند از جای آب نیزه به خورد تو می دهند بر خشکی دهان تو رحمی نمی کنند

ادامه »

شعر وداع حضرت زینب (س) با امام حسین (ع)

قدم قدم زحرم میشوی جدا برگرد بدون خواهر خود میروی کجا برگرد به پای تو همه گیسوی من سفید شده نزن به سینه من دست رد اخا برگرد

ادامه »

رویِ نِی مویِ تو در باد ، رها افتاده

رویِ نِی مویِ تو در باد ، رها افتاده در فضا رایحه‌ای روح ‌فزا افتاده سر تو می‌رود و پیکر تو می‌ماند از هم آیاتِ وجودِ تو ، جدا افتاده

ادامه »

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده بر روی اسرارش خدا پرده کشیده از راه می آید زنی قامت خمیده لب میگذارد روی حلقوم بریده

ادامه »

در دلش گم شده آهی و نگاهی باقی است

در دلش گم شده آهی و نگاهی باقی است همه رفتند غمی نیست که شاهی باقی است تا به زینب نگهش رفت دلش قرص شدو زیر لب زمزمه میکرد سپاهی باقی است

ادامه »

از خیمه همه اهل حرم را بردند

از خیمه همه اهل حرم را بردند از پیش نگاهم جگرم را بردند بستند تمام یاسها را به طناب در بند اسارت پسرم را بردند

ادامه »

از دست مهربان شما هر که نان گرفت

از دست مهربان شما هر که نان گرفت بالای دست حاتم طایی مکان گرفت عرض نیاز پیش کریمان درست نیست باید همیشه دست به روی دهان گرفت

ادامه »