صفحه اصلی / شعر محرم و صفر / امام حسين (ع) – شعر شب عاشورا (page 2)

امام حسين (ع) – شعر شب عاشورا

دلم هوای تو کرده ،دلم هوای ضریحت

دلم هوای تو کرده ،دلم هوای ضریحت
 دلم ،خودم ،پدرم ،مادرم فدای ضریحت
چه سینه ها که به تنگ آمده است از غم دوری
چه قلب ها که به سر آمدند پای ضریحت
ادامه »

هرکجا پرچم به دیوار است زهرا میرسد

هرکجا پرچم به دیوار است زهرا میرسد
زودتر از ما خود بی بی به اینجا میرسد
پیرهای روضه دلهایی جوان دارند پس
زورشان در نوکری برما جوانها میرسد

ادامه »

افتاده ای روی زمین و سر نداری

افتاده ای روی زمین و سر نداری

در این بیابان یک نفر یاور نداری

ازبس جراحت بر تنت جا خوش نموده

یک جای سالم در همه پیکر نداری

ادامه »

بغضی نشسته،راه گلو وا نمیشود

بغضی نشسته،راه گلو وا نمیشود
گفتم کمک بیاورم اما نمیشود

جا خوش نموده،کوشش من بی نتیجه ماند
این نیزه که ز زخم تنش پا نمیشود

ادامه »

افتاده ای روی زمین و سر نداری

افتاده ای روی زمین و سر نداری
در این بیابان یک نفر یاور نداری

ازبس جراحت بر تنت جا خوش نموده
یک جای سالم در همه پیکر نداری

ادامه »

میروی پشت سرت این دل من جا مانده

میروی پشت سرت این دل من جا مانده

 قدری آهسته که فرمایش زهرا مانده

بس که سرگرم تماشای تو بودم دیدی؟

 همه ی دشت به من گرم تماشا مانده

ادامه »

دستان باد موی تو را شانه می کند

دستان باد موی تو را شانه می کند

خون بر دل پیاله و پیمانه می کند

از داغ جانگداز جبین شکسته ات

زخمی عمیق بر جگرم خانه می کند

ادامه »