امام حسين (ع) – شعر شب عاشورا

دلم هوای تو کرده ،دلم هوای ضریحت

دلم هوای تو کرده ،دلم هوای ضریحت
 دلم ،خودم ،پدرم ،مادرم فدای ضریحت
چه سینه ها که به تنگ آمده است از غم دوری
چه قلب ها که به سر آمدند پای ضریحت
بیشتر بخوانید »

هرکجا پرچم به دیوار است زهرا میرسد

هرکجا پرچم به دیوار است زهرا میرسد
زودتر از ما خود بی بی به اینجا میرسد
پیرهای روضه دلهایی جوان دارند پس
زورشان در نوکری برما جوانها میرسد

بیشتر بخوانید »

افتاده ای روی زمین و سر نداری

افتاده ای روی زمین و سر نداری

در این بیابان یک نفر یاور نداری

ازبس جراحت بر تنت جا خوش نموده

یک جای سالم در همه پیکر نداری

بیشتر بخوانید »

بغضی نشسته،راه گلو وا نمیشود

بغضی نشسته،راه گلو وا نمیشود
گفتم کمک بیاورم اما نمیشود

جا خوش نموده،کوشش من بی نتیجه ماند
این نیزه که ز زخم تنش پا نمیشود

بیشتر بخوانید »

افتاده ای روی زمین و سر نداری

افتاده ای روی زمین و سر نداری
در این بیابان یک نفر یاور نداری

ازبس جراحت بر تنت جا خوش نموده
یک جای سالم در همه پیکر نداری

بیشتر بخوانید »

روضه خوان بر فراز منبر رفت

روضه خوان بر فراز منبر رفت

السلام علیک یا عطشان

روضه را بی مقدمه وا کرد 

السلام علیک یا عریان

بیشتر بخوانید »

بدنت روی خاک صحرا بود

بدنت روی خاک صحرا بود

دور تا دور تو پر از نامرد

نه فقط شمر هرکس آنجا بود

از سر حرص زخمی ات میکرد

بیشتر بخوانید »

میروی پشت سرت این دل من جا مانده

میروی پشت سرت این دل من جا مانده

 قدری آهسته که فرمایش زهرا مانده

بس که سرگرم تماشای تو بودم دیدی؟

 همه ی دشت به من گرم تماشا مانده

بیشتر بخوانید »

دستان باد موی تو را شانه می کند

دستان باد موی تو را شانه می کند

خون بر دل پیاله و پیمانه می کند

از داغ جانگداز جبین شکسته ات

زخمی عمیق بر جگرم خانه می کند

بیشتر بخوانید »

این شب آخری چه زود میگذره

این شب آخری چه زود میگذره

شب وداع عاشق و دلبره

عزیز من نوبتی هم که باشه

نوبت اون وصیت مادره

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن