امام حسين (ع) – شعر شب عاشورا

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

کمی مراعاتش کن مویش شکستنی است

کمی مراعاتش کن مویش شکستنی است
شبیه مادرمان پهلویش شکستنی است

دگر تو نیزه نزن بس که از سنان خورده
مگر ندیده ای که نیزه از دهان خورده

بیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

شمر بود و خنجرش

شمر بود و خنجرش
بی حیا افتاده با خنجر به جان پیکرش
آه از بس هست کُند
خنجرش را هی مکرر می کشد بر حنجرش
تا رسید آنجا سنان

بیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

می رسد از گوشه ی مقتل صدای مادرش

می رسد از گوشه ی مقتل صدای مادرش
ای زنازاده بیا و دست بردار از سرش
گیسوان مادر ما را پریشان می کنی؟
بی حیا با خنجرت بازی مکن با حنجرش
بیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

هر روضه ای برای همه جانگداز نیست

هر روضه ای برای همه جانگداز نیست
هر گوش را لیاقت افشای راز نیست

بالانشین منبر نی! خطبه ای بخوان
غیر از سر تو هیچ سری بر فراز نیست

بیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

شعر مدح و مرثیه سیدالشهدا (ع)

لیله ی قدر ِ چشم تر اینجاست

چون خدا هم که تا سحر اینجاست

 قبر شش گوشه ای که خوابیده؛

زیر پای پدر، پسر، اینجاست

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

خاطره ی پیرهن

چقدر خاطره مانده به روی پیرهنت

فضای دشت شده پر ز بوی پیرهنت

چقدر جاذبه دارد حوالی گودال…

چقدر نیزه شده خیره سوی پیرهنت

بیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

برسر خوان بلا ایوب و شاه کربلا

برسر خوان بلا ایوب و شاه کربلا

هر دو مهمانند اما این کجا و آن کجا

قتل حمزه در احد عباس اندر نینوا

هر دو یکسانند اما این کجا و آن کجا

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن