شعر شهادت حضرت عباس (ع)

رویی نمانده

شرمنده رباب شدم آبها که ریخت
داند خدا کباب شدم آبها که ریخت

من قول دادم آب بیارم برایشان
پیش همه خراب شدم آبها که ریخت

بیشتر بخوانید »

عمو عباس

به سمت آب زدی و زدی به آب سپس
کشید آب ز تصویر تو عذاب سپس

خجالت همه ی خیمه را کشیدی بعد
هزار بار شدی عاجز از رباب سپس

بیشتر بخوانید »

امان نامه

شب تاریک و آسمان تاریک
کفر آماده و امام غریب
میروم خیمه خیمه میگردم
دلم‌امشب گرفته است عجیب

بیشتر بخوانید »

شرمنده

تا روز محشر پرچمت بالاست عباس
مدیون کام خشک تو دریاست عباس

گرچه به ظاهر مادرت امّ البنین است
اما به باطن مادرت زهراست عباس

بیشتر بخوانید »

ساقی العطاشا

به نام او هوالباقی
به میدان می روی ای اولین و آخرین ساقی
من از ابروت فهمیدم
که هم جبار و هم قهار و هم رحمان و رزاقی

بیشتر بخوانید »

علمدار حسین

حرم از داغ تو دیکر دل مضطر دارد
هیچکس نیست که بعد از تو علم بردارد

جبراییل است که افتاده زمین یا که تویی
چقدر پیکر صدپاره تو پر دارد؟

بیشتر بخوانید »

محل تماشا

افتاده ای برای چه از پا؟ بلند شو
خوردم زمین کنار تو، از جا بلند شو

لشکر به قامت خم من خنده می کند
شد علقمه محلِّ تماشا، بلند شو
بیشتر بخوانید »

پلک سقا

این چه ماهی ست زِ خون صورت او پوشیدَه ست؟
این چه نخلی ست به صحرای عطش خشکیدَه ست؟

این چه سروی ست تبر خورده، شکسته ساقه ش؟
این چه یاسی ست که عطرش همه جا پیچیدَه ست؟
بیشتر بخوانید »

ماه حرم

عشق مدیون مهربان ماه است
هست حتی خدا به او حساس
از زبان امام می گویم
“رَحِمَ‏ اللّه عَمّی الْعَبَّاس”

بیشتر بخوانید »

کوهسارِ کربلا

ما مسلمانیم اما ما مسلمانِ نجف
جانِ کعبه صدهزاران بار قربانِ نجف

روزِ اول که زمین را چون نگینی خلق کرد
گفت در گوشش خدا جانِ تو و جانِ نجف

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن