شعر وروديه كربلا

بوی جدایی

این زمین داغ به دل میدهد آخر..‌. برویم
در من آشوب شده جانِ برادر برویم

خاک اینجا چقدر بوی جدایی دارد
زینت دوش نبی؛ جانِ پیمبر(ص) برویم

بیشتر بخوانید »

تاج سـرم

اینجا کجاست برادر من؟ زودتر بگو
ای یادگــار مــادر من، زودتـر بگـو

این دلهره که در دل زینب فتاده چیست؟
بنگـر به حـال مضطر من، زودتر بگو

بیشتر بخوانید »

بیا برگردیم

بیا برگردیم و آواره‌م نکن
بگو من خوابم و بیدارم نکن
بیا برگردیم از این صحرا بریم
من گرفتارم ، گرفتارم نکن

بیشتر بخوانید »

بوی جدایی

این زمین داغ به دل میدهد آخر..‌. برویم
در من آشوب شده جانِ برادر برویم

خاک اینجا چقدر بوی جدایی دارد
زینت دوش نبی؛ جانِ پیمبر(ص) برویم

بیشتر بخوانید »

این سرزمین کجاست؟

وقتی سوال کرد که این سرزمین کجاست؟
گفتند غاضریه و ماریه، نینواست

فرمود نام دیگر این دشت غصه چیست؟
این خاک داغدیده مگر قتلگاه کیست؟

بیشتر بخوانید »

کرببلا یعنی غم

از ابتدای راه دائم بی قرارم
حق دارم‌آخر!مادرم‌! دلشوره دارم

گرما کشیدن روزها بسیار سخت است
با شیرخواره دربیابان کار سخت است

بیشتر بخوانید »

درد فراق یار

سهم من از معشوق یک عمر است هجران است
هجران عاشق در حقیقت عین زندان است

درد فراق یار حتما اذیتش کرده
دیدی اگر که عاشقی پاره گریبان است

بیشتر بخوانید »

قافله عشق

رسید قافله ای که به ناله می آمد
میان قافله طفلی سه ساله می آمد

خلاصه قافله ی غم در آفتاب رسید
علیِ‌اصغر ششماهه با رباب رسید

بیشتر بخوانید »

کنج روضه

از من نخواه با تو نباشم دقیقه ای
دق می کنم بدون محرّم دقیقه ای
بگذار کنج روضه کنارت نفس زنم
شادی همیشه هست ولی غم دقیقه ای
بیشتر بخوانید »

نامه ها

اصحاب خیل نامه ها را میشمارند
از نامه ها پیداست آنها بی قرارند

وقتی قسم خوردند بر نام پیمبر
یعنی بیا مولا که جمله پای کارند

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن