شعر وروديه محرم

روضه ی زینب

دوباره اومدم آقا
پیش تو زانو بزنم
وقتی تورو دارم دیگه
برم به کی رو بزنم

بیشتر بخوانید »

ماه عزای عالم

ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد
ماه عزای عالم و آدم شروع شد

حور و ملک، پری و بشر زار می‌زنند
هنگامه‌ی مصیبت اعظم شروع شد

بیشتر بخوانید »

خاک پای حسین

چون از ازل شده ام سخت مبتلای حسین
من آن خدایْ پرستم ، که شد خدای حسین

علَی الصباح قیامت نمیکنم قد راست
اگر که سر بگذارم به خاک پای حسین

بیشتر بخوانید »

شوق روضه‌

زمین انداختم در روضه‌ات بار گناهم را
و شستم با گلابِ چشمِ خود روی سیاهم را

هزار و چارصد سال از تو دور افتاده‌ام؛ اما …
به هیئت می‌شوم سرباز، شاهِ کم سپاهم را

بیشتر بخوانید »

هنگام روضه

دلیل داشت تب و تاب و بیقراری ما
محرم آمد و شد وقت سوگواری ما

برای آخرت ما خدا نگه دارد
در این لباس عزا عکس یادگاری ما

بیشتر بخوانید »

عاشق

حسرت به دل ، نماندم و حاجت روا شدم

حالا دوباره با غمتان ، آشنا شدم

از کودکی که نامِ تو را گفت مادرم

یک دل نه صد دل ، عاشق نام شما شدم


بیشتر بخوانید »

کتیبهٔ غم

شیرین ترین عصارهٔ غم را بیاورید
اذن از ازل گرفته، عدَم را بیاورید

«باز این چه رستخیر عظیم است» باز هم-
آمد ندا… کتیبهٔ غم را بیاورید

بیشتر بخوانید »

تَپِشِ قلب داغدار

ذکر لب های بیقرار، حسین
تَپِشِ قلب داغدار: حسین

روی دیوار خانه مانده هنوز
عکس صحنت به یادگار، حسین

بیشتر بخوانید »

روشن شد از چراغ حسینیه طور اشک
خورشید غبطه می خورد اینجا به نور اشک

داود های مرثیه از راه می رسند
با آیه های تشنه لبی از زبور اشک

بیشتر بخوانید »

هوای کربلا

عــزاداریِ ما ، پایان ندارد
فراقِ درد و غم امکان ندارد
به ما در عهد ذر گفتند،ای عشق
که دردِ عشق تو درمان ندارد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن