Home / شعر محرم و صفر / شعر مصائب اسارت شام

شعر مصائب اسارت شام

عشقِ حسین بن علی

کاسه ی چشم مرا از آب زمزم پر کنید کاسه ی خالی من را نیز نم نم پر کنید من به اینکه روز و شب اینجا بیایم دلخوشم راضی ام این کاسه را هر بار، کم کم پر کنید

ادامه »

اِی ثروت عالَمْ حسین

هرچه دارم نـذرِتو اِی ثروت عالَمْ حسین چند دِرهم خرج شد تا شدتنت دَرهم حسین رفتی و بی تو شدم همراهِ نامَحرم حسین تازیانه شد جوابم هرکجا گفتم … حسین

ادامه »