Home / شعر محرم و صفر / شعر مصائب اسارت كوفه

شعر مصائب اسارت كوفه

خدا رحم کند

کم شده سایه ات از روی سرم، می ترسم از شب بی تو الا ماه حرم می ترسم آنقَدَر بر سرم این راه بلا آورده از بلایی که نیامد به سرم می ترسم

ادامه »

دختر حیدر کرار

کم شده سایه ات از روی سرم،میترسم از شب بی تو الا ماه حرم میترسم آنقَدَر بر سرم این راه بلا آورده از بلایی که نیامد به سرم میترسم

ادامه »

دست من و زنجیر

دست من و زنجیر، فکرش را نمی کردم چه زود گشتم پیر، فکرش را نمی کردم بالای تل بودم خودم دیدم که شد خنجر باحنجرت درگیر، فکرش را نمی کردم

ادامه »