صفحه اصلی / شعر محرم و صفر / شعر مصائب اسارت كوفه

شعر مصائب اسارت كوفه

دست من و زنجیر

دست من و زنجیر، فکرش را نمی کردم چه زود گشتم پیر، فکرش را نمی کردم بالای تل بودم خودم دیدم که شد خنجر باحنجرت درگیر، فکرش را نمی کردم

ادامه »