شعر محرم و صفر

ما گداییم

ما گداییم به عشق کرمت می آییم
همه با بیرق عشق و علمت می آییم
هر قدم ما به هوای قدمت می آییم
کوله بر دوش به سمت حرمت می آییمبیشتر بخوانید »

نذر سر تو

می آورم سمتِ زیارت، کاروان را
یک کاروان از یاس‌های ارغوان را

بالا سر و، پایینِ پا، فرقی ندارد
آورده ام پیش تو این قَدّ کمان رابیشتر بخوانید »

چله گرفتم

یک اربعین آتش گرفتم از فراقت
آتش گرفتم از غم و رنج و مصیبت

تا که دوباره زائرت باشم برادر
چله گرفتم، چله در رخت اسارتبیشتر بخوانید »

یادم نرفته

پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال
حس می کنم افتاده ام از شیبِ گودال

یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت
یادم نرفته دختران بی قرارتبیشتر بخوانید »

عقیله

من آن عقیله، بضعه ی پاک بتولم
من روضه خوان مقتل آل رسولم

من کوه صبرم، داغِ غم بسیار دیدم
من مادرم بین در و دیوار دیدمبیشتر بخوانید »

برخیز برادر

برخیز برادر شهیدم
من زینبم از سفر رسیدم
از رنج اسارت امدم من
مشتاق زیارت امدم منبیشتر بخوانید »

وصله ی ناجور

نشسته ایم ولی تذکره مهیا نیست
خبر رسیده که دیگر برای ما جا نیست

قبول وصله ی ناجور این بساط منم
قبول جای بیابان کنار دریا نیستبیشتر بخوانید »

پای عشق

 هر کسی با هر عقیده هر کسی با هر مرام
راه افتاده برای خاکبوسی امام

آمدند از شیعه و سنی و نصرانی و گبر
پا به پای اربعینی ها به قصد یک سلامبیشتر بخوانید »

مظهر صبر

یک اربعین جای تو خالی در کنارم
هر لحظه بهر دیدنت چشم انتظارم

ترسم از این باشد نبینم کربلا را
هر لحظه آید بر مشامم بوی یارمبیشتر بخوانید »

برگشتم از سفر

دارد نسیم می وزد این بوی کربلاست
چشم و دلم در آرزوی روی کربلاست

برگشتم از سفر؛سفر رنج و داغ ودرد
پر شد تمام سینه ام از ناله های سرد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن