صفحه اصلی / شعر محرم و صفر (page 30)

شعر محرم و صفر

بحر طویل حضرت عبدالله بن حسن ع

صدای مادرم همواره در ذهن است صدای مادری دلواپس فرزند: ای فرزند! اگر داری برادر- خواهرت را می بری در کوچه و بازار محکم دست او را در میان دست بگذاری مبادا آشنایی را ببیند بی هوا از تو جدا گردد به سمت حادثه … آری همیشه فکر می کردم چرا از ذهن من این توصیه از او فراموشم نشد تا که شبی در مقتل ابن مقرم دست طفلی را میان دست های مهربان عمه اش دیدم. به روی تل کنار کودک و عمه زدم زانو چه دیدم قتلگاهی را، سپاهی را و شاهی را، حسین بن علی در گودی گودال افتاده دورش نیزه و شمشیر افتاده. یکی تیری به روی تیر می زد دیگری شمشیر جای ضربه ی شمشیر و یک نامرد با نیزه به پهلو دیگری با سنگ بر روی و ..‌. توان عمه زینب، عمه ی سادات، کوه صبر از دیدن این صحنه از کف رفت و از کف رفت عبدالله. رها شد از کف عمه به سمت حادثه- سمت عموی خود- عمو تنها نه او را این عمو مثل پدر بوده یتیم مجتبی خود را در آغوش حسین افکند و هی فریاد می زد بر سر دشمن”نزن دیگر عموی مهربانم را و جانم‌ را ببین که …

ادامه »

ارباب حسین ع

خورشید گرمِ دیدنِ رخسارِ ماهِ توست هر کس بها گرفت،یقین در پناهِ توست آدم شدم به لطفِ عزای مُحَرَمَت این عبدِ رو سیاهِ خدا،سر به راهِ توست

ادامه »

تجسم نیمی از روضه ست

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه در پرده ست تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه در خیمه به خود پیچیده تب کرده ست خودِ روضه به هر سو چشم می دوزد خودش تب می کند در خویش و می سوزد تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه مستور است تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه از چشم همه دور است برای فهم این روضه همین روضه که در یک گوشه ی یک خیمه افتاده ست برای فهم این روضه که نامش گاه زین العابدین و گاه سجاد است برای فهم این مضمون آیینی تو باید از حسین بن علی رخصت بخواهی و دو زانو پای شرح کامل این روضه بنشینی شب چارم شب بعد از شب طفلی که شد توی بیابان گم شب قبل از شب پنجم شب طفل امام مجتبی در گودی گودال وقتی شد زبانم لال شب چارم امام چارم ما روضه می خواند رباب و نجمه و زینب دو زانو می زنند او با خودش تا روضه می خواند که این آقا شده کامل ترین مقتل میان گودی گودال و روی تل به نوعی مستند تر از لهوف و مقتل الشمس و صحاب رحمت و کبریت احمر هم که این مقتل هزاران صفحه دارد …

ادامه »