Home / شعر محرم و صفر (page 4)

شعر محرم و صفر

دختر حیدر کرار

کم شده سایه ات از روی سرم،میترسم از شب بی تو الا ماه حرم میترسم آنقَدَر بر سرم این راه بلا آورده از بلایی که نیامد به سرم میترسم

ادامه »

صدایت میکنم بابا

صدایت میکنم بابا،چه تسبیحی،چه تکبیری نگاهم میکنی از نی،عجب قابی،چه تصویری سراغت را که میگیرم،کسی چیزی نمی گوید مگر دلگیری از دستم،سراغ از ما نمی گیری

ادامه »

حسین جان

تشنه لب در کربلا غوغا بپا کردی حسین جان خود را هـم برای دین فـدا کردی حسین لحظـه آخرکه آن نامرد خنجر را کشید جای نفرین، زیر لب او را دعا کردی حسین

ادامه »