اشعار تبری

هیزم کش دوزخ

یک روز مسجد را بسوزاند
یک روز منبر را بسوزاند
با انحراف از راه حق آخر
نیمی ز محشر را بسوزاند

بیشتر بخوانید »

نور خدا

ما شیشه ی کفرشان شکستیم رضا
چون مرد خدا و حق پرستیم رضا
بر ظلمت دشمنانتان می تازیم
یعنی که مدافع تو هستیم رضا

بیشتر بخوانید »

امام رئوف

بغض ما سنگ می شود گاهی
زندگی، ننگ می شود گاهی

از شُکوه خرافه بیزاریم
از سکوت کلافه بیزاریم

بیشتر بخوانید »

در پاسخ به دخالت های انگلیس

سر بر قدم رسول‌ها باید زد
حرف از شهدا -قبول‌ها- باید زد
هم راى به اتحادمان باید داد
هم بر دهن فضول‌ها باید زد
علی اکبر لطیفیان

تشنه لب وقتی به سوی حوض کوثر می رود

تشنه لب وقتی به سوی حوض کوثر می رود
می شود سیراب، از آنجا مطهر می رود

با تولا و تبری بالِ ما وا می شود
بال ما که وا شود راحت به محشر می رود

بیشتر بخوانید »

وهّابیتِ کثیف! تو شیطانی

وهّابیتِ کثیف! تو شیطانی

ملعون! تو برای ما کُری میخوانی؟

زینب حرمش شبیه کعبه پاک است

نزدیک حرم شوی خودت میدانی!

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن