شعر ولادت امام حسن (ع)

کریم آل طه

به چشمهای خیالی به روی پرچینی
نگاه کن که طلوعی دوباره می بینی
درست نیمه ماه خدا مبارک شد
شروع سلسله سائلان آیینی
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

بنازم این ساقی را

حرم ندارد و دل در غمش مقیم تر است
کسی که رأفتش از آسمان عظیم تر است!

اگرچه جمله کریم اند و شهره در کرم اند
در این سلاله یکی از همه کریم تر است

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

ای جانِ جانِ جانِ جان

ای جانِ جانِ جانِ جان ، کز جانِ جانان جان تری
وی نیکِ نیکِ نیک ها ، کز نیک ها نیکوتری

کارت دمادم دلبری ، از دلبران دل می بری
جان میدهی دل می بری ، از دلبران با دلبری

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

جانم حسن

جانم به فدای تیغ چون رعد حسن(ع)
به به بنویسید فقط بعد حسن(ع)
پیچیده ترین خیال ما جَعدِ حسن(ع) «۱»

الکن تر از آنیم که گوییم ز دوست
وقتی که خود خدا ثناگستر اوست

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

به نام عشق

به نام عشق به نام خدا به نام حسن
به نام نامی مولا که شد امام حسن
شب ولادت او ماه مهمانی شد
خود خداست دَمِ در به احترام حسن

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

عطر کرامات

باز هم اهل ولا باده ی مستانه زدند
لب خود را به لب ساغر و پیمانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

ای سبزترین آیه ی نور

صحن دل دیوانه ام از شور تو غوغاست

دیوانگی ام در دل و در چهره هویداست

من مستم و مستی من از عطر لطیفت

این مستی و مِی خوارگی از لطف تو آقاست

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

ساقی آمد ز ره

حرف دل باز زاشک قلمم جاری شد
ساقی آمد ز ره و موسم میخواری شد
همه بتها به سجود بت من افتادند
تاازآن چهره ناز پرده برداری شد
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

دست های کریم

دست های کریم تو فهماند
که سخاوت به مال و ثروت نیست
در تواریخ مثل تو هرگز
هیچ کس صاحب کرامت نیست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

بیراهه رفتم

با اینکه سنگین است میزان گناهانم
سر به هوا بودم ، ولی حالا پشیمانم

نه دم ز توبه میزنم نه دم ز استغفار
چیزی به غیر از گریه کردن هم نمیدانم
بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر

من زبان بسته ام و صوت تو چاووش شده ست
عقل گویا شده، جهل است که خاموش شده ست

سال ها کعبه پریشان همان یک لحظه ست
اینچنین از غم دوریت سیه پوش شده ست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

یا ولی الله

با روی سیه ، با دل زنگار گرفته
با این قلم رنگ ز اغیار گرفته

امروز کمی اشک و کمی آه نوشتم
امروز دلم از غمت انگار، گرفته

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

ظهرِ عطش

عالم همه یک نقطه ای از نونِ حسین است
عشق است چنین جاذبه در خونِ حسین است

زیباییِ احساسِ من این است که جانم
آن عاشقِ‌ دیوانه وُ مفتونِ حسین است

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

ذکرُ الله

بنای نوکری ام بی دلیل،محکم نیست
که در طراز شما سروری در عالم نیست

به قدر تو که خدا گفته است(اَنَا دِیَتُک)
به پیشــگاه الهـی کسی مُکـرّم نیست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

کربلا

اگر دست تو باشد موی من از شانه اش راضی ست
و چون از شانه اش راضی ست،از هم شانه اش راضی ست

به هیأت ها نمی فهمیم دوری از حرم را، چون
به وقت مست بودن آدم از میخانه اش راضی ست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

حُسن یوسف

دلبر شب ماه باشد ، دلربای من حسین
گر عقیق حُسن یوسف شد ، بُوَد معدن حسین

بی نیاز از باغ جنت بی خیال از دوزخم
گر به روز حشر بردارد قدم با من حسین

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

دست به دامانِ حُسین

سالیانی ست شدم دست به دامانِ حُسین
سائـلِ هر شبه ی سفره ی احسانِ حُسین

تا که اوضاعِ دلم زود به سامان برسد
شدم از صبح ازل بی سر و سامانِ حُسین

بیشتر بخوانید »

شعر وفات حضرت خديجه (س)

جَـدّه این خاندان

سه سال آخر عُمرش شکسته تر شده بود
بلی شکسته تر از فـرطِ دردِ سـر شده بود

تمام بال و پر او کبود و زخمی بود
که پیــش موج بلا بارهـا سـپـر شده بـود

بیشتر بخوانید »

شعر وفات حضرت خديجه (س)

نوای عشق

جز نوای عشق هرگز نیست شوری در سرش
او که سرتا پا شده محو صفات دلبرش

شد مسلمانِ نگاه رحمه للعالمین
قبل از آنیکه بخواند آیه ای پیغمبرش

بیشتر بخوانید »

شعر وفات حضرت خديجه (س)

آنقدر بخشیدی

آنقدر بخشیدی که دستانت ،
بخشندگی را هم هوایی کرد
ثروت به پاهای تو افتاد و   
از تو غرورش را گدایی کرد
 بیشتر بخوانید »

بستن
بستن