شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

غرق به خون

تو که نزدیک تر از من به منی
لاله ی چاک شده پیرهنی
ای گل اندام عمو غرق به خون
مانده ام این که تویی یا حسنی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع)

تلظی

بر نبض این گهواره نظم کهکشان بسته است
امید ؛بر شش ماه عمر او زمان بسته است

باب الحوائج بودن شهزاده یعنی که
دل برنگاه او مفاتیح الجنان بسته است

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

دلِ شکسته‌

دلِ شکسته‌ی ما را به مَرحمی دریاب
مرا که خسته شدم این مُحَرمی دریاب

به سر به زیریِ ما ، شَرمِ ما ، تَرَحُم کُن
نه مَرحمیم برایت نه مَحرَمی دریاب

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

حسین جان

گرچه از دنیا فقط دو چشم تر دارم حسین
من ز ثروتمندها هم بیشتر دارم حسین
خانه بودم فاطمه آورد تا اینجا مرا
هر کجا مادر بفرماید گذر دارم حسین
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

احلی من العسل

احلی من العسل شده ای زیر سنگ ها
در خاک سرخ حل شده ای زیر سنگ ها
جسم تو مبتلای بلای عظیم شد
از زخم بی بدل شده ای زیر سنگ ها
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

زخم فراوان

جسم تو چون سر زلف تو پریشان شده است
چون ستاره به تنت زخم فراوان شده است

سنگها بوسه گرفتند و دهانت بستند
زیر این غنچه خون آه تو پنهان شده است

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

ابن الکریم

السلام ای قاسم داماد یا ابن الکریم
مرد میدان ، شاخه شمشاد یا ابن الکریم
همچو عباس و علی اکبر ، حسین و مجتبی
پهلوان بودی تو مادر زاد یا ابن الکریم
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

جانِ حسن

جانِ من جانِ من ای جانِ حسن
باز کن چشم به دامانِ حسن

یک عمو نه پدری بابایی
یا کمی ناله حسن جانِ حسن

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

این دو شب

اشکهایِ ما به دامانِ کریمی میرسَد
نامه‌یِ حاجاتِ ما با یاکریمی میرسَد

هرکه در این روضه می‌آید برای معرفت
پایش آخر بر صراطِ مستقیمی میرسَد

بیشتر بخوانید »

دسته‌بندی نشده

شجاعتش حسنی

 

به جان عبدالله
منم اسـیر دلِ مهربانِ عبدالله
شدم ز صبح اَلَست
غلامِ یک به یکِ نوکران عبدالله

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

شاه تنها

لشکری سنگ زد و تیر به ترفند آمد
حرمله خیر نبینی! نفسش بند آمد

شمر لبخند زد و غائله از تب افتاد
خاک عالم به سرم! شاه ز مرکب افتاد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

دارم میام

دستام توی دستای عمه م بود
داشتم به بابام فکر میکردم
زیر لبم آروم میگفتم
بابا میرم و بر نمیگردم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

باده ها

باده ها سرمست چشم می فروش او شدند
موج ها غرق تلاطم از خروش او شدند

مجتبی زاده سکوت قبل رزمش محشر است
رعدها سرباز لبهای خموش او شدند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

بنویسید حسن

شد مقدر که شود جام ؛حسن باده حسین
بنویسید حسن خوانده شود ساده حسین

قاسم ای پنجره ی باز شده رو به بقیع
مجتبای حرمی و به تو دل داده حسینبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

بوی گلاب می رسد

روی زمین ز بس که شده جا به جا تنت
پاشیده شد به وسعت کرب و بلا تنت

بوی گلاب می رسد اما تو نیستی
پرپر شده عزیز دل من، کجا تنت؟

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

معنای حلاوت

عشق پدرت ریشه در من ز ازل دارد
در دفتر شاعر ها شه بیت غزل دارد

از کشته ی او باید پرسند ز بد مستی
شمشیر حسن انگار شیشه به بغل دارد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

ابن الکریم

نصر من‌ الله از حرم تکبیر پا شد
هنگام پیکار برادر زاده ها شد
ابن الحسن ابن الحسین کربلا شد
یا حضرت زهرا! حسن حاجت روا شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

زلف

به دست باد ….نه !صیاد افتاده است موی تو
فدای زلف بی تابت پسر های عموی تو

لب تو آب را می زد صدا اما نمی دانم
به جای آن چه شدکه سنگ می آمدبه سوی تو

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت طفلان حضرت زينب (س)

شیران زینبی

چه وداعی چه قدر جانسوز است
کربلا ، کرب والبکاء شده است
مادری پشت پرده ی خیمه
دست بر دامن دعا شده است

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

ابن الحسن

تا عزای شه لب تشنه عزای حسن است
پس حسینیه ی ما صحن و سرای حسن است
نهضت کرببلا تحت لوای حسن است
گریه ی این دهه روزیش به پای حسن است

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن