جدید ترین و زیبا ترین اشعار مذهبی

می نازد به علی …

حل شود صد مشکلم با گفتن یک یا علی

قلب من خورده گره از روز اول با علی

سگ چو بی صاحب شود با سنگ او را می زنند

من سگی باشم که باشد صاحبم مولا علی


قرآن به جز وصف علی آیه ندارد

ایمان به جز حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

گفتا که علی نور بود سایه ندارد

2011/3/28ساعت;14:59 توسط;ابوالفضل خدابنده; |;

چهارده قرن

روبهان بر همسر شیر خدا سیلی زدند

در بهشت وحی بر خیر النسا سیلی زدند

نا مسلمانان که از دین و قرآن می زدند

بر رخ تطهیر و قدر و هل اتی سیلی زدند

گر من آزاها فقد آزانیت خورده به گوش

آن ستمکاران به روی مصطفی سیلی زدند

فاطمه آیینه ی توحید و وجه کبریاست

بر رخ توحید و وجه کبریا سیلی زدند

صورت انسیه الحورا کجا سیلی کجا؟

با که گویم دیو ها حوریه را سیلی زدند

اینکه رویش نیلگون گردیده ناموس خداست

فاش می گویم به ناموس خدا سیلی زدند

چهارده قرن است می پرسند آل فاطمه

اهل عالممادر ما را چرا سیلی زدند

روی زهرا شد کبود و سوخت رخسار من

بر گل روی امام مجتبی  چرا سیلی زدند

(( میثم )) آن سیلی به روی فاطمه تنها نخورد

بر تمام انبیا و اولیا سیلی زدند

شاعر : استاد حاج غلام رضا سازگار

2011/3/21ساعت;22:53 توسط;محمد مهدی عادلی; |;

یک عمر با امیرالمومنین ع

عمریست که دم بدم علی میگویم

در حال نشاط و غم علی میگویم

تا حال علی گفتم و انشاالله

در باقی عمر هم علی میگویم


پ.ن : عید همه شما دوستان عزیز مبارکباد و انشاالله این عید با ظهور حضرت مهدی عج کامل بشه و خدا رو شکر میکنیم که همیشه ذکر امیرالمومنین علی صلوات الله علیه و آله بر روی لب های ما جاری بوده و انشاالله همیشه از مریدان مولا باشیم و در سال جدید هم بیش از پیش در راه مولا و دفاع از مولا گام برداریم.

2011/3/20ساعت;15:57 توسط;مرتضی پوررجب; |;

آقا اجازه ؟؟…

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان

اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!……………………….
…………………………………!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان…

آقا اجازه! خسته‌ام از این همه فریب
از های و هوی مردم این شهر نانجیب

آقا اجازه! پنجره‌ها سنگ گشته‌اند
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه! باز به من طعنه می‌زنند
عاشق ندیده‌های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می‌کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود
«آدم» نمی‌شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می‌کنم اما خودت ببین … !
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب ….

2011/3/18ساعت;9:38 توسط;ابوالفضل خدابنده; |;

قبر بی نشانه

یک زن تمام خلقت حق را بهانه شد

یک زن میان عالم و آدم یگانه شد

یک زن که بود که مظهر تکثیر آفتاب

هم درد مرد چاه به آه شبانه شد

در سینه داشت نغمه ی شبهای تار تار

آهنگ بی ترانه ی شب را ترانه شد

یاس سپید روی شقایق تبار عشق

آماج شعله ، میخ درو تازیانه شد

یک قبر بی نشان از او ماند زیر خاک

آن قبر بی نشانه خدا را نشانه شد


شاعر : اسماعیل رضازاده

2011/3/15ساعت;20:54 توسط;محمد مهدی عادلی; |;