صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع)

شعر شهادت اهل بيت (ع)

ساعات آخر

دیگر توانی در میان پیکرت نیست آقا رمق بین دو چشمان ترت نیست لعنت به این زهری که آبت کرد این طور در بسترت انگار جسم لاغرت نیست

ادامه »

یک نفر پشت در

نقشه ی قتل علی بعد از نبی تنظیم شد با جسارت های قُنفذ این سند ترسیم شد محسنیه شد میان شیعه،در این روزها؛ از مقام روح و از تأثیر آن تکریم شد

ادامه »

زهر کینه

خودش تنها خبر از داغ های بیکرانَش داشت که مانند علی(ع) خنجر میانِ استخوانش داشت امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر بلا و خونِ دل٬ در لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

ادامه »

شهید شد پدر تو

چنانکه درد ز مرهم جدا نخواهد شد غم از نگاه تو یکدم جدا نخواهد شد محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد

ادامه »

ای هست و بودِ خلقت

ای آفتاب، سایه نشین جمال تو ای عمر خضر، بسته به آب زلال تو ای نیستی خلق دو عالم، زوال تو ای هست و بودِ خلقت و هستی، وبال تو

ادامه »

ای دومین یاحسن ِ آل علی ع

سامرایی می شوم وقتی هوایی می شوم از زمین پر می کشم غرق رهایی می شوم سیّدی ای دومین یاحسن ِ آل علی ع تو کریمی که چنین گرم گدایی می شوم

ادامه »