صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت اميرالمومنين (ع) (page 4)

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

شعر روضه امیرالمومنین (ع)

نرو  که مردم  کوفه  به فکر آزارند که از اذیت و از بغض و کینه سرشارند تو میروی چه کنم با اهالی این شهر پس از تو حرمت مارا نگه نمی دارند

ادامه »

شعر روضه امیرالمومنین (ع)

تا شکوفا میشود بانور هر پژمرده ای میشود سرزنده باتو هردل افسرده ای لاتؤدبنی نمی گویم بزن مارا کریم تا به حال ازدست یارم چوب رحمت خورده ای??

ادامه »

شعر روضه امیرالمومنین (ع)

(از زبان حضرت زینب سلام الله علیها) تا نگاهت میکنم با غم نگاهم میکنی گریه کردم رحم بر این اشک و آهم میکنی؟ جان مادر حرفی از رفتن نزن دق میکنم من کنار بسترت تا صبح هق هق میکنم

ادامه »

شعر شهادت امیرالمومنین (ع)

کوفه، مدینه بود مگر؟ التهاب داشت محراب، کوچه بود مگر؟ اضطراب داشت تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد ! دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت

ادامه »

شعر مدح امیرالمومنین (ع)

رسیده اند سه تایی سرِ قرار نجف پیمبر و اسد الله و کردگار نجف کنار حضرت ایوان سر مزارِ علی خدا گذاشته با جسم خود قرار نجف

ادامه »

شعر شب قدر و مدح مولا

تا مگر ختم کند فاطمه راهی به علی شب قدر است بخوانید الهی به علی می کند درک پس از سجده خدا را بهتر هرکسی سجده کند چند صباحی به علی

ادامه »