صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت حضرت زهرا (س)

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

یک نفر پشت در

نقشه ی قتل علی بعد از نبی تنظیم شد با جسارت های قُنفذ این سند ترسیم شد محسنیه شد میان شیعه،در این روزها؛ از مقام روح و از تأثیر آن تکریم شد

ادامه »

یا ولی الله

روزی ام را روزگارم تا که آجر می کند ظرف خالی مرا صاحب زمان پر می کند من کمی سختی که می بینم شکایت می کنم آدم عاقل ولی اول تفکر می کند

ادامه »

شعله بالا میرفت

هر نقطه ز آیه های کوثر میسوخت دروازه ی وحیِ حیِّ اکبر میسوخت از خانه ی وحی شعله بالا میرفت جبریل میان شعله ی در میسوخت

ادامه »

کوچه

دستی آمد به روی صورت تو جا انداخت پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت یکنفر که دلش از بغض قدیمی پر بود ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت

ادامه »

محصور شد به شعله

اتش رسیده تا نظرش را عوض کند یا درد و رنج یا نظرش را عوض کند دستی سیاه و سنگ دل از کوچه میرسد تا اینکه بی هوا نظرش را عوض کند

ادامه »

طفلم

در چشم‌هایم تا که می‌شد جلوه‌گر طفلم با من سخن می‌گفت هر شب تا سحر طفلم بسکه برایش از کمالات علی گفتم خوشحال بودم می‌شود مثل پدر طفلم

ادامه »

فاطمه بر اسم حیدر غیرتی ست

    در شلوغی گذرها غالبا سخت خواهد بود تنها رد شدن وای اگر دعوا نباشد تن به تن مانده باشد بین سیصد مرد!زن..

ادامه »

فاطمیه

آقام لب تر کنه تا سر بیارم به پای روضه چشم تر بیارم نمیدونم چرا دستم نمیره لباس مشکی ام رو در بیارم

ادامه »

زهرای اطهر

چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را

ادامه »