شعر شهادت حضرت زهرا (س)

گدا

شاه شد با تو هر گدا زهرا

چاه شد بی تو راه ها زهرا

از چه روز و کجا؟ ٬ نمی دانم

بوده ام با تو آشنا زهرابیشتر بخوانید »

نگاهم‌ نمیکنی

غصه َم گرفته است نگاهم نمیکنی
زهرای من نگاه به آهم نمیکنی؟

باشد قبول چشم تو آسیب دیده است
اما مرا دگر تو صدا هم نمیکنی!!!

بیشتر بخوانید »

خون جگر

از خاک اگر که عــزمِ سـفر داشت فاطمه
از دَردِ بـوتُــراب ، خـبر داشـت فاطمه

با چشم بسته هم ز علی چشم برنداشت
حق را چه خـوب مَـدّ نـظـر داشت فاطمه

بیشتر بخوانید »

زهرا بمان

دلواپسی برایم، از این که رو سیاهم
شرم از شما نکردم، با این همه گناهم

هر شب برای یاری،دنبال من دویدی
اما فرار کردم ،افتاده قعر چاهم

بیشتر بخوانید »

حضرت صدّیقه

زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است
آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول
زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

بیشتر بخوانید »

خزان زودرس

شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان
نمی یابم تو را، ای در جهان مانند جان پنهان!

فرشته مست دنبال صدایش راه می افتد
کسی که می برد نام تو را زیر زبان پنهان

بیشتر بخوانید »

تسلیـمِ رضای فاطمه

تا که تسلیمیم ، تسلیـمِ رضای فاطمه
راضی از اعمال ما باشـد خُدای فاطمه

شاه بانوی دوعالم اوست از این رو خُدا
آفریده شـاه مـردان را برای فاطمه

بیشتر بخوانید »

سوره ى کوثَر

چُنان طوفانِ سردى که براى گل ضرر دارد
شتابِ دست سَمت صورت مادر خطر دارد

حسن مانده ست که گریان عصاى مادرش باشد
وَ یا که گوشواره از میان خاک بردارد

بیشتر بخوانید »

سپر حیدر

ناگهان در وسط کوچه پرش خورد زمین
مادر افتاد؛ کنارش پسرش خورد زمین

پاک می کرد حسن دیده گریانش را
دید مادر جلوی چشم ترش خورد زمین

بیشتر بخوانید »

چشم ترم

خون می رود ز چشم ترم پای رفتنت
پشتم خمید پای تماشای رفتنت

ای با شتاب عزم سفر کرده صبر کن
خانه هنوز نیست مهیای رفتنت

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن