شعر شهادت حضرت محسن (ع)

مانند اصغر

مثل حسن ، مثل حسین ، آقاست محسن
نور دو چشم حضرت زهراست محسن

در این فضیلت مثل و مانندی ندارد
اول شهیدِ غربت مولاست محسن

بیشتر بخوانید »

هستیِ نبی

هر کس به طریقی امتحان داد آن روز
باد آتش خانه را توان داد آن روز

از داغ پسر پشت دَرِ خانه ی وحی
صدیقه ی داغ دیده جان داد آن روز

بیشتر بخوانید »

طفل فاطمه

اگرچه نام تو تسبیح ذکر عام نباشد
نمی شود که تو باشی و از تو نام نباشد

تو جرم واضحشانی، چه قدْر ازتو نگفتند
که روی قاتلت انگشت اتهام نباشد

بیشتر بخوانید »

یا محسن

پای تو اهل بکا کم میارن
صائبا محتشما کم میارن
واسه تو شعر و قصیده کم میگن
واسه مدحت شعرا کم میارن

بیشتر بخوانید »

ثلث سادات

مادر و بچه در خطر هستند
چون علمدار یک نفر هستند

در مسیر دفاعِ از حیدر
هر دو تا عازم سفر هستند

بیشتر بخوانید »

مشت میکوبند

آمدند از جفا چهل نفری
سوی بیت خدا چهل نفری
میهمان میرسد گمانم باز
میهمان از کجا ؟ چهل نفری؟

بیشتر بخوانید »

اعتماد نکن

به هر کسی دک و پز داشت اعتماد نکن
نظر به ظاهر امثال بن زیاد نکن

هر آنکه حق علی را ندیده می گیرد
از او توقع انصاف و عدل و داد نکن

بیشتر بخوانید »

پهلوی مادر

از در نمی گویم که تقصیری ندارد
جز سوختن این چوب تقدیری ندارد

در بشکند نجار از نو می تراشد
دل بشکند انگار تعمیری ندارد

بیشتر بخوانید »

نزن

جمعیت آنطرف و این طرف در مادر
میشود در همه جا جوشن حیدر مادر
هیزم جمع شده،حمله لشکر،مادر
پاگرفته همه جا ناله ی مادر مادر

بیشتر بخوانید »

کوتاه بیا

شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد
کوچه در آتش و خون داشت جهنم می شد

باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را
روضه مکشوف تر از آن چه شنیدم می شد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن