صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت حضرت محسن (ع) (page 3)

شعر شهادت حضرت محسن (ع)

هجوم حرامیان

گفتم که شاید او بتواند ولی نشد خود را ز پشت در برهاند ولی نشد گفتم که شاید این درِ چوبی پس از لگد در بین چارچوب بماند ولی نشد

ادامه »

هجوم به خانه وحی

ریختند و وحشیانه با لگد در را زدند عده ای هم جای در… پهلوی مادر را زدند عده ای هیزم به دست و عده ای هم با قلاف بی هوا آتش به پا کردند وهی… در را زدند

ادامه »

شعر محسنیه

علی زهرای خود را بعد از آن فریاد پیدا کرد بماند اینکه چادر را حسن در باد پیدا کرد به غیر از در،که در هم خورد شد شرقی و غربی شد زمان،خم شد شبیه فاطمه،ابعاد پیدا کرد

ادامه »

شعر روضه حضرت محسن (ع)

گرفت فرصت دیدار آسمانش را به دست ضربه ی در، طاقت و توانش را چقدر حسرت دیدار ماند بر قلبِ پدر که خوب ندیده است پهلوانش را

ادامه »

آغاز شد تا ماجرا در آن دوشنبه

آغاز شد تا ماجرا در آن دوشنبه بیچاره شد شیر خدا در آن دوشنبه در حین صحبت کردن بانوی حیدر یک مرتبه زد بی هوا… در آن دوشنبه

ادامه »

روی در خانه همینکه ردّ غم افتاد

روی در خانه همینکه ردّ غم افتاد پرچم سیاهی سر در بیت الکرم افتاد شد محسنیه خانه ی ما بعد از آن روز و جبریل هم وقت رسیدن دم به دم افتاد

ادامه »