صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت حضرت محسن (ع) (page 4)

شعر شهادت حضرت محسن (ع)

حضرت باده، گل یاسمنم یا محسن

حضرت باده، گل یاسمنم یا محسن مست میخانه ی چشم تو منم یا محسن نــام شیــریـن تـو را تـا بـه زبـان آوردم پر شده طعم عسل در دهنم یا مـحسن

ادامه »

دین دراین ایام مرکب داشت و راکب نداشت

دین دراین ایام مرکب داشت و راکب نداشت حق درون خانه ی حق بود چون طالب نداشت کورشد بیست و سه سال این شهر که در چشم خود؛ نوری از نور علی بن ابیطالب نداشت

ادامه »

امامت یک پسر کشتند

گرچه به ظاهر از امامت یک پسر کشتند یک سوم سادات را در پشت در کشتند هم که پدر را پیش چشمان پسر بردند هم که پسر را پیش چشمان پدر کشتند

ادامه »

قِسمَت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی

قِسمَت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی بر شانه های شاخه ی طوبا ثمر شوی می خواست در خیال خودش کم بیاوری شاید که تو سقوط کنی منکَسَر شوی

ادامه »

دربه هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد

دربه هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد ضربه را فاطمه این مرتبه با شدت خورد پسرش…نه، سپرش خورد زمین و زهرا ضربه ها را پس از آن از دوسه تا قسمت خورد

ادامه »

شمس الارضین ، ماه سماوات علی است

شمس الارضین ، ماه سماوات علی است سرمنشاء نور و باب خیرات علی است هر سو که به معراج ، نبی سر چرخاند می دید که در اوج کمالات علی است

ادامه »