شعر شهادت حضرت رباب (س)

آه رباب

با آن صدای خسته و اشک مثالی اش
گردیده باز همدم طفل خیالی اش

این روضه زنانه جگر پاره میکند
دارد رباب صحبت گهواره میکند

بیشتر بخوانید »

رباب

مشغول کار هستی و در زیر آفتاب
حس می کنی که بین تنوری ، – پُر التهاب

هم تشنه ای و هم رمضان ! نه محرّم است
کافی است اینکه روزه بگیری بدون آب

بیشتر بخوانید »

بچه شش ماهه

ای سپه کوفه آفتاب شدید است
غنچه من‌ رنگ‌ آفتاب ندیده است

جنگ شما با من است! طفل چکاره ست؟!
رنگ‌و روی ماه من‌چقدر پریده ست

بیشتر بخوانید »

عزیز حسین

گرفته سوز صدایت تمام دنیا را
و گریه هات به آتش کشیده جان ها را

بس است دست خودت را تکان مده بانو
عذاب میدهد این گریه های تو ما را

بیشتر بخوانید »

لا یمکن الفرار

پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه
شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه

حمد شفا برام بخوانید نیمه شب
دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه

بیشتر بخوانید »

تازه عروس

دیدم به چشم، واقعه درد آورى

بر نیزه ها سرى و عزادار، مادرى

دیدم عروس فاطمه با موى سوخته

مى گشت روى خاک به دنبال معجرى

بیشتر بخوانید »

شعر روضه حضرت رباب(س)

برای بستن دستش طناب لازم نیست
یکی به تیر بگوید شتاب لازم نیست

تمام دشت پر از عطر و بوی این غنچه است
معطر است زمین پس گلاب لازم نیست

بیشتر بخوانید »

یک شیرزن رباب

با روضه خطبه خواند به لحن محن رباب
زینب ترین روایت یک شیرزن رباب

رویم ندیده روی سپیدم نموده ای
با توست روی فاطمه در این سخن رباببیشتر بخوانید »

شعر روضه ترکی

زبانحال حضرت رباب باحضرت ششماهه

آناوین جانی سولان رنگیوه قرباندی علی
کربلاده سو بهاسی بولورم جاندی علی

ره تسلیم و رضادن بوگجه چیخما بالا
سینمه باخما یانان قلبیمی چوخ سیخما بالا

بیشتر بخوانید »

شعر مصیبت فاطمیه

بغض قلم شکست و اثر گریه دار شد
از ابتدا همیشه سفر گریه دار شد

هجده بهار، بین زمستانِ جهل خلق
کوثر فقط نه، شمسُ و قمر گریه دار شد
بیشتر بخوانید »

بستن
بستن