صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت حضرت معصومه (س)

شعر شهادت حضرت معصومه (س)

ای کریمه

  نه که تنها محضرت سائل فراوان آمده تاجری دلخسته هم از سبزه میدان آمده دسته ای از سینه زن های اصیل اردبیل چارپایه خوانی از بازار تهران آمده

ادامه »

خدا نخواست

قرار بود بیایی کبوترش باشی دوباره آینه‌ای در برابرش باشی نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی میان راه، پرستوی پرپرش باشی

ادامه »

چه آه خسته ای داری

ای اقیانوس ها سرچشمه ی آن رود چشمانت ملائک بنده ی پیوسته ی معبود چشمانت ز قاب قوس او ادناست بالا تر مقام تو اگر که زیر پایت آسمان، پس چیست بام تو؟

ادامه »

زهر فراغ خورد

آقا سلام خواهرتان روبراه نیست دور از تو کار هر شب او غیر آه نیست می خواست تا به طوس بیاید ولی نشد ور نه رفیق بی کسی ات نیمه راه نیست

ادامه »

یوسف چرا به گوشه‌ی کنعان نمی‌رسد

یوسف چرا به گوشه‌ی کنعان نمی‌رسد این هجر، این عذاب به پایان نمی‌رسد خشکم زده، ترک ترکم، تشنه‌ام، چرا بارانِ رحمتی به بیابان نمی‌رسد

ادامه »