Home / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر وفات حضرت ام كلثوم (س)

شعر وفات حضرت ام كلثوم (س)

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

منم که شعله کشد هرم آفتاب از من گلم، که مانده پس از کربلا گلاب از من غریب صفحه ی تاریخ ام کلثومم که قول صبر گرفته ابو تراب از من

ادامه »

شعر مدح و روضه حضرت ام کلثوم (س)

قطره به قطره راهی دریا شدن کم نیست نوکر شدن ، سلمان شدن ، منّا شدن کم نیست اصلا گدایی همین بانو بزرگم کرد با دست خالی اینقدر آقا شدن کم نیست

ادامه »

شعر وفات حضرت ام کلثوم (س)

عاشقان را غم سر نیست که سر ناچیزست داغ این رنگ به سیمای جگر ناچیزست تیر این راه بر آیینه نشستن دارد سینه تا هست و دلی هست سپر ناچیزست

ادامه »

شعر وفات حضرت ام کلثوم (س)

نگاه آسیه ها محو درقداست اوست حیا،ادب شده ی مکتب نجابت اوست به شأن ورتبه ی او غبطه میخورد مریم دلیل این سخنم جایگاه عصمت اوست

ادامه »

شعر حضرت ام کلثوم (س)

از این که دخترشیر است وخواهر شیر است بدیهی است بیانش شبیه شمشیر است برای شیرزن عصر خود شدن کافی ست همین که خون علی در رگش سرازیر است

ادامه »

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

دوسالش بوده وقتی شعله با آن در، درافتاده دوسالش بوده وقتی مادرش پشت در افتاده دوسالش بوده امّا خوب حس کرده ست دردی را که از سنگینی اش مادر میان بستر افتاده

ادامه »

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

هر آنکه آمده را رهگذر تصور کن چهل نفر همه را شعله ور تصور کن ببند چشم و ببین چکمه ای بلند شده و بعد فاطمه را پشت در تصور کن

ادامه »

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

خیر است ، انگاری پیمبر پر درآورد بی سور اسرافیل ، مولا محشر آورد قرآن برای 《انما》 در آسمانش خورشید و ماهش جور بود و اختر آورد

ادامه »