Home / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت پيامبر اكرم (ص)

شعر شهادت پيامبر اكرم (ص)

رفتی نگفتی دخترت تنها چه خواهد کرد

رفتی نگفتی دخترت تنها چه خواهد کرد این درد پهلو، با دل زهرا چه خواهد کرد رفتی نگفتی اهل بیتت بی کس و کارند بعد از تو دنیا با علی اینجا چه خواهد کرد

ادامه »

بس کُن عزیزِ تا سحر بیدار بس کُن

بس کُن عزیزِ تا سحر بیدار بس کُن کُشتی مرا از گریه ی بسیار بس کُن ای چند شب بیدار مانده آب رفتی ای چند شب گریانِ من اینبار بس کُن

ادامه »

مثل یک سایه چه زود از سرِ این خانه گذشت

مثل یک سایه چه زود از سرِ این خانه گذشت چه غریبانه،غریبانه،غریبانه گذشت چشم را بست ولی صبر نکردند این قوم پیشِ او بود علی صبر نکردند این قوم

ادامه »

بس که از آه،دلِ شعله ورت می سوزد

بس که از آه،دلِ شعله ورت می سوزد با تماشایِ تو قلبِ پدرت می سوزد ای جگر گوشه ی من شعله مزن بر جگرم جگرم سوخت زِ بس که جگرت می سوزد

ادامه »

دخترم گریه ی تو پشتِ مرا می شکند

دخترم گریه ی تو پشتِ مرا می شکند بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند چه کُنی بر دل خود آب شدی از گریه بغضِ سر بسته از این حال و هوا می شکند

ادامه »

اگرچه روز و شب هستیم دائم برسر خوانت

اگرچه روز و شب هستیم دائم برسر خوانت ببخش آقا که کم بودیم عمری مرثیه خوانت پراز دردم ولی درد من اصلا جسم خاکی نیست بیا روح مرا درمان بکن قربان درمانت

ادامه »