شعر شهادت اهل بيت (ع)

خیمه گاه این بار در قم بود، مقتل طوس بود

خیمه گاه این بار در قم بود، مقتل طوس بود
جاده ی مشهد به قم لبریز از فانوس بود

نامه با خط برادر داشت در دستان خود
خواهری از دور می آمد ولی مایوس بود

بیشتر بخوانید »

بسم رب المعصومین

حضرت معصومه در قم ” زینب ” اما کربلا

هر دو مهمانند … اما این کجا و آن کجا ؟

علیرضا خوش منظر

حرمت دلامون و جلا میده

حرمت دلامون و جلا میده
قم همیشه بوی کربلا میده
بخدا شک ندارم اگه میگم
برات قمم امام رضا میده

بیشتر بخوانید »

غمی میانِ دلِ خسته ام شرر دارد

غمی میانِ دلِ خسته ام شرر دارد
دلِ شکسته ام اینگونه همسفر دارد

کبوتری که نشسته به رویِ ایوانم
دوباره آمده و از رضا خبر دارد

بیشتر بخوانید »

رسیده ام به نفس هایِ آخرم دیگر

رسیده ام به نفس هایِ آخرم دیگر
که دست هایِ خزان کرده پرپرم دیگر

میان سینه یِ خود قلب پرپری دارم
نه سایه یِ پدری نه برادری دارم

بیشتر بخوانید »

اگرچه بال پریدن به آسمان داری

اگرچه بال پریدن به آسمان داری
فرشته ای وبه روی زمین مکان داری

نه از فرشته هم انگار برتری بانو
چراکه دختر موسی ابن جعفری بانو

بیشتر بخوانید »

پشت در نیامدی کوچه زیرورو نشد

پشت در نیامدی کوچه زیرورو نشد
هیچ کس تورا نزد راز تو مگو نشد

سم اگرچه پا گرفت آخرش تورا گرفت
هرچه شد برای تو مرگت آرزو نشد

بیشتر بخوانید »

"این بارگاه قدس که از عرش برتر است"

“این بارگاه قدس که از عرش برتر است”
“آرامگاه دختر موسی بن جعفر است”

جانم فدای گنبدِ زردش که سالهاست
خورشید از تشعشع نورش ، منّور است

بیشتر بخوانید »

تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

تا که دل را آه سینه راهی قم می کند
با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

آه چون از دل برآید کار آتش می کند
بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند

بیشتر بخوانید »

با اینکه به چشمت رخ دلدار ندیدی

با اینکه به چشمت رخ دلدار ندیدی
بانو عوضش هم غم بسیار ندیدی
گل روی سرت از سر هر بام رسیده
گل روی سرت آمده و خار ندیدی
بیشتر بخوانید »

بستن
بستن