صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) (page 135)

شعر شهادت اهل بيت (ع)

می رسد نان شب ما از نوای فاطمه

می رسد نان شب ما از نوای فاطمه آمدیم اصلا در این دنیا برای فاطمه مدح او را باید از پیغمبر و حیدر شنید ما کجا و گفتن از حال و هوای فاطمه

ادامه »

باز هم ای دختر ِ پیغمبر ِ اکرم بمان

باز هم ای دختر ِ پیغمبر ِ اکرم بمان مَرهَم ِ دردِ علی ، ای دردِ بی مَرهَم بمان   زندگیِّ رو به راهی داشتم چشمم زدند کوریِّ چشم ِ همه با شانه هایِ خم بمان

ادامه »

زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده

زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده خواب و خوراک تو چه قدر مختصر شده   داری برای مرگ خودت می کنی دعا امّا غروب عمر علی جلوه گر شده

ادامه »

نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام

 نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام

ادامه »

برای روضه ی زهرا به ما توان بدهید

برای روضه ی زهرا به ما توان بدهید به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید برای سینه زدن در عزای مادرمان در این حسینیه ها بیشتر زمان بدهید

ادامه »

مسمار هم حتّی برایش گریه می کرد

با چشم های بی نوایش گریه می کرد مسمار هم حتّی برایش گریه می کرد هر چند بُغضش آسمان را سخت آزرد گویا زمین بر گریه هایش گریه می کرد

ادامه »