شعر شهادت اهل بيت (ع)

شعر شهادت امام كاظم (ع)

یا باب الحوائج

هرکس که “یا باب الحوائج” را صدا کرده
موسی بن جعفر حاجت او را روا کرده

غیر از خدا که شان او را خوب میداند
هرکس که مدحی گفته در حقش جفا کرده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

جلوۀ آفتاب

چشم‌هایت اگر چه طوفانی
قلبت اما صبور و آرام است
شوق پرواز در دلت جاری‌ست
شبِ اندوه رو به اتمام است

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

رعیت ات شده ایم

دل شکسته ی خود را مجدد آوردیم
چقدر غصه در این رفت و آمد آوردیم
طواف کوی تو قسمت نشد ، بد آوردیم
بنا به سنت خود رو به مشهد آوردیم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

السلام ای مقتدا

السلام ای مقتدا و رازق باران ما

السلام ای زینت تقوا در ایمان ما

نذرتان میکرد مادر باز میشد هر گره

از شما بوده است رزق سفره ی الآن ما

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

سبطِ زهرا

بس نحیف است دگر مانده فقط تصویرش

دست خیر است درآرید از او زنحیرش

اینکه دارد به نفس خس خس آخرهایش

دوجهان فیض بَرد از دم چون اکسیرش

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

عبد دربار توام

من ساحلم خشکم و دریایم تو هستی
عبدی زمین گیرم و مولایم تو هستی

نامت شده اکسیر مشکل های عالم
شیرینی هر روز دنیایم تو هستی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

گوشه ی زندان

بیهوده قفس را مگشایید پری نیست
جز مُشتِ پری گوشه ی زندان اثری نیست

در دل اثر از شادی و امّید مجویید
از شاخه ی بشکسته ، امید ثمری نیست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

رد تازیانه

در این سیاه چال جلوه ی قمر نشسته بود
چو ناله ای که صبح و شام بی اثر نشسته بود

به وقت گریه کردنش زمان غصه خوردنش
قضا ز کار ایستاده و قَدَر نشسته بود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

حرمت یاربّنایش

دستش به زنجیر است و پایش را شکستند
با ناسزا بغض صدایش را شکستند

سجاده را از زیر پایش مى کشیدند
تا حرمت یاربّنایش را شکسته اند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

قبله ی همه عشاق

بین هجومی از خفقان در سیاه چال
پیچیده باز صوت اذان در سیاه چال

درپشت ابر کینه ی ظلمت پرستها
خورشید کرده چهره نهان درسیاه چال

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن