آرمان صائمی

شعر شهادت اهل بيت (ع)

درمان حیدر

بانو سه ماه حرف تو با چشم و با سر است
آهى بکش!که آه تو درمان حیدر است

چادر به سر نکن…همه ى باور على
زخمى خدا نکرده به زیر معجر است؟

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

پهلو شکسته

این اشک ها براى تو مرهم نمى شود
چیزى ز غصه هاى دلت کم نمى شود

با من بگو عزیز دلم راز کوچه را
غیر از على به راز تو محرم نمى شود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

زهرای من

شبیه برگ درختان رو به پاییزى
بخند!گرچه تو با خنده هم غم انگیزى

که گفته از منِ دلخسته رو بپوشانى؟
از اینکه چهره نشانم دهى بپرهیزى

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

حیف شد!زندگىِ خوبى بود

 

چشم هایت به آسمان باز و
در سکوتت هزارتا حرف است
لااقل ناله اى بزن خانم
جمله نه…آهِ تو دوتا حرف است…
بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

هذا یوم الجمعه

از دردهاى قلب من آقا خبر دارى
من خوب میدانم مرا تحت نظر دارى

من بد!من اصلاً رو سیاهِ روسیاه اما
وقتى سر سجاده اى و چشم تر دارى

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

شعر انتظار

تو عاشقانه ترین شعرِ انتظارِ منى
تویى که باعث آرامش و قرار منى

کسى به غیر تو حال مرا نمیفهمد
عجب خیالِ قشنگى که تو کنارِ منى

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

خواهرت آمده

خواهرت آمده به بالینت
خواهرى که خمیده تر گشته
خواهرت شرم مى کند از تو
چون بدون تو زنده بر گشته
بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

هنوز بین گودالى

رسیده ام به تو اما…چه جاى خوشحالى؟
نه رنگ بر رخ من مانده نه ز تو بالى

مرا ببخش نبودم کنار پیکر تو
هنوز هم که هنوز است بین گودالى…

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

یا ولی الله

از دردهاى قلب من آقا خبر دارى
من خوب میدانم مرا تحت نظر دارى

من بد!من اصلاً رو سیاهِ روسیاه اما
وقتى سر سجاده اى و چشم تر دارى

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

دست در دستِ عمه اش بود و
دلش اما میانه ى گودال
دید با چشم خود که افتاده
تن ارباب تا شود پا مال

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن