اسماعیل شبرنگ

دسته‌بندی نشده

کنج زندان بلا

خیمه گاه مرثیه از نو بنا شد وای من
سینه ی هر عاشقی دارالعزا شد وای من

گره از کار کسی که خود گره وا می کند
لحظه ی آخر به دست زهر وا شد وای من

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

درد جدایی

دارم تحمل می کنم درد جدایی را
در ندبه ها سر می دهم مولا کجایی را

در گوشه ی زندان هجران…با خیال وصل
هرشب تصور می کنم صبح رهایی را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

شب زیارت ارباب

هوا هوای حسینیه ها شب جمعه
رسیده این دل من تا خدا شب جمعه

شب زیارت مخصوص سیدالشهدا ع
شب زیارت ارباب ما شب جمعه

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام باقر (ع)

رحمت فراوان

مدینه منتظر رحمتی فراوان است
دل کویری ما مستحق باران است
دلی به بار نشسته در این طلیعه ی نور
که در هوای کسی تا همیشه حیران است بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

ذکر علی جان

هی در زدم هی در زدم حیدر شنیدم
نام علی ع از حلقه های در شنیدم

وقت خوش آمد گویی زهرا س به نوکر
ذکر علی ع را از خود مادر شنیدم

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

به نام فاتح عشق

 

وضوی اشک و کمی مُشک ناب می خواهم
برای بردن نامش گلاب می خواهم

منی که تشنه ی آتشفشانی از اشکم
به زخم حنجره بغض مذاب می خواهم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

اسدالله الغالب

حکم تقدیر بر این است که حیدر باشی
جانشین خلف شخص پیمبر باشی

نام زیبای تو بر سر در دل حک شده است
تا پناه دل غمدیده ی نوکر باشی

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

ای پر و بال علی

می رسد روزی که می آید سواری از سفر
این شب هجران به پایان می رسد وقت سحر

بهترین تصویر اهل آسمانی ها تویی
آخرین امّید قلب جمکرانی ها تویی

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

العَجَل‌

می رسد روزی که می آید سواری از سفر
این شب هجران به پایان می رسد وقت سحر

بهترین تصویر اهل آسمانی ها تویی
آخرین امّید قلب جمکرانی ها تویی

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

زینب موسی بن جعفر ع

چشم تو حاجات ما را می دهد
عشق با یاد تو معنا می دهد

کار چشمان تو اعجاز است و بس
قطره را هم شان دریا می دهد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن