امیر عظیمی

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

بحر طویل حضرت رقیه

سر آورده سر آورده
سر ماه مرا بر نیزه‌ها همراه هفده اختر آورده
سری که از تنور خانه‌ی خولی رسیده روی نی، خاکستر آورده
سری را هم برای خواندن قرآن و چوبِ‌خیزر آورده

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت شام

شیر زن

زینب ای عمه ی صبور حرم
رشته ی محکم حضور حرم

ای امید و پناه اهل البیت
شیرزن، تکیه گاه اهل البیت

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

صاحب‌الزمان

چشم نیاز دوختم به راه صاحب‌الزمان
امید بسته‌ام به یک نگاه صاحب‌الزمان

امید بسته‌ام ولی چقدر پُر توقع‌ام
چشم گناهکار و روی ماه صاحب‌الزمان

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت كوفه

هجر یوسف

هر‌کس که دل از‌خویشتن کنده‌است‌اینجا
در دام دلدار ازل بند است اینجا

از جان‌نثاری‌های مجنون دور لیلی
پیداست نرخ عاشقی چند است اینجا

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام سجاد (ع)

سی سال اشک

سر می گذارم بر سر دیوار روضه
وقتی که می افتم به یاد یار روضه

عرض ارادت می کنم بر آن مسیحی
که روی دوش خود گرفته دار روضه

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام حسین (ع)

سلام علی الحسین

آدم میان روضه سبکبال می شود
مست می محول‌الاحوال می شود

بزم عزا بهشت زمین است و آسمان
از دیدن بهشت زمین لال می شود

بیشتر بخوانید »

شعر گودال قتلگاه

زینب تو

این بار آخر است منم روبه روی تو
تو سوی من نشستی من هم به سوی تو

کفراست کفر اگر که بهشت آرزو کند
وقتی نشسته زینب تو پیش روی تو

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عباس (ع)

زاده ی ام البنین

کنار خیمه ها می زد قدم آرامشی که در دلش طوفانی از غم بود و آنکه غمزدای اشرف اولاد آدم بود.
کنار خیمه ها می زد قدم یادش می آمد روزگار کودکی را، مادرش ام البنین شانه به مویش می کشید و زیر لب می گفت: اولادم فدای بچه های مادر سادات!
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

جوان قبیله

تو کیستی که پدر اینچنین اسیر تو شد
جوان ترین قبیله، قبیله پیر تو شد

اذان بگو که اذانت دل از بلال ربود
صفا بده به نمازم، نماز گیر تو شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عباس (ع)

در سرای اهل بیت

هر که از دل نوکریِ کویِ هیات می کند
سینه ی خود را پر از نور ولایت می کند

پادشاهی، نوکری خاندان مصطفی ست
نوکر این خانه بر تن رخت عزت می کند

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن