امیر عظیمی

اشعار ویژه (پیشنهادی)

زهری آمد

ای که بر جودت سلیمان نبی رو می زند
روبروی گنبد تو نوح زانو می زند
صحن و ایوان تو را جبرییل جارو می زند
شمع عمرت در جوانی از چه سو سو می زند
بار دیگر شعله در محصول جان افتاده است
در تبار مرتضی داغ جوان افتاده است

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام رضا (ع)

ثامن‌الحجج

رخصت گرفت باد‌صبا از امام ما
تا که به محضرش برساند سلام ما

سائل سلام داد و کریمی علیک گفت
سلطان اشاره کرد نوشتند نام ما

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت معصومه (س)

خواهر صبر و رضا

روزی طبع مرابازکرامت کرده
آنکه همواره به این سینه عنایت کرده
ازخودش دم زده در شعر قیامت کرده
باز هم ازکرم فاطمه ی معصومه
دل من شد حرم فاطمه ی معصومه

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

آهی کشید

در آشیانه مرغ آمینی پرش ریخت
گرم نیایش بود و دشمن بر درش ریخت

در کوچه با پای برهنه، دست بسته
آهی کشید و روضه از چشم ترش ریخت

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

عطر کرامات

باز هم اهل ولا باده ی مستانه زدند
لب خود را به لب ساغر و پیمانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

بیمار عصیان

آدمی وقتی خدا دارد چه می خواهد
محرمی درد آشنا دارد چه می خواهد

بنده تا بر درب های بسته ی عالم
شاکلیدی چون دعا دارد چه می خواهد

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

العفو

سفره داری که به من اذن ضیافت داده
بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی
رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

بیشتر بخوانید »

شعر ماه مبارك رمضان

رحمان و رحیم

خبر آمد که بهار دل ما آمد باز
مژده‌ی‌کم شدن فاصله ها آمد باز
از لب عرش خداوند ندا آمد باز
بندگان ماه خدا، ماه خدا آمد باز
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت رقيه (س)

ای دلبر حسین

تا که خدا به بال ملک پر درست کرد
در آسمان عشق کبوتر درست کرد

با آیه های سوره ی زیبای قدر خود
قدری گریست، سوره ی کوثر درست کرد

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

مهتاب آمد

شیعه وقتی که امامش شاد است
روحش از سلسله ها آزاد است
تا که شش گوشه ی دل کرببلاست
دل که دل نیست، حسین آباد است

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن