ایوان نجف

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

رقص جنون

دارم به لبم شعرِ پر از شور نجف را
آیینه شدم گنبد پر نور نجف را

میخانه‌ی ما مَرد طلب می‌کند و مست
بر ما برسانند اگر انگور نجف را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

خمارم من

خمارم من خمار باده های زیر ایوانش
مرا شکری است تا هم رشته هستم با خمارانش

نوشتن،آب،بابا را سگ کویش به من آموخت
کسی که صد چو عیسی میشود طفل دبستانش

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

تیر غم حیدر

سخن هرگز نمیماند درون یک دهان پنهان
کدامین تیر میگردد به پهنای کمان پنهان

ز رد پای ناموزن مستان در خراباتم
نماند از راه زن بر خاک رد کاروان پنهان

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

آیه رسیده

در گفتگوی دوست گشودم کتاب را
توصیف میکنم شه عالی جناب را

جای ترنج، دست قلم میکنیم ما
یک لحظه از رخش چو برآرد نقاب را بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

فاتح عرش الهی

هُوالاول علی بود و هُوالآخر علی بوده
همیشه اولین و آخرین سنگر علی بوده

خودش را در درون کعبه آورده به این دنیا
که هم مولود علی بوده ست و هم مادر علی بوده بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

حق مداریم

باطن سیر به سوی حق همان سیرِ علی است
بیشتر از ما خدا گوینده ی خیرِ علی است
هر کجا باشیم راه حق مگر غیرِ علی است؟!
حق مداریم و پی هر قیل و قالی نیستیم

بیشتر بخوانید »

شعر اعياد و مناسبت ها

کیمیای اصل

قدمتی که شاه دارد را گداهم داشته
حکمتی که فقر دارد را غنی هم داشته
تازمین خوردیم با نام تو سرپا میشدیم
دردهامان از طفولیت دوا هم داشته بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

مرد نخلستان

کاش می شد که مرد نخلستان خاک پایش مرا حساب کند

یاکه من را به جرعه ای می ناب از شراب رخش خراب کند

این سئوالیست کهنه در ذهنم به کدامین گناه رب جلیل

با غم دوری از نجف مارا در زمین این چنین عذاب کند

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

سرنوشت ما

سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی

از ازل چرخانده دلها را خدا، سویعلی

او مع الحق گفت و از آن روز ما رامی‌کُشند

دار ما خرما فروشان حلقه موی علی

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن