حسینیه شعر

شعر گودال قتلگاه

ای کاش

جز خاک و خون برای تن خود کفن نداشت

گیرم کفن برای تنش بود ، تن نداشت

شرمنده شد که خواهر او بی نصیب ماند

جایی برای بوسۀ او بر بدن نداشت

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

غبار نجف

چشمه ی نور در ایوان نجف معنا شد
ذره با لطف تو خورشید جهان ارا شد
هر زمان از تب دنیا ز نفس افتادیم
با غبار نجفت راه تنفس وا شد

بیشتر بخوانید »

شعر عيد غدير خم

فخر عالم

مِهر خوبان به دلِ اهل جهان افتاده
همچو دُرّی است که از عمق جنان افتاده
نقش یار است که چون نقش و نگاری زیبا
روی لوح دل ما هر چه نشان افتاده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام باقر (ع)

کودکی

کودکی باغی از ریاحین است
آسمانش ستاره آذین است

کودکی فصل خوب خاطره هاست
و پر از روزهای شیرین است

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام جواد (ع)

زهر

بیا یکدم تماشا کن ببین حال پریشانم
بود ذکر لبم هر دم بیا بابا رضا جانم

بیا دامن کشان و بر سر دامن سرم بگذار
که باشد یکسره بابا به درب حجره چشمانم

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

معصیت

همیشه بال و پرم را به آسمان دادی
هر آنچه خواسته بودم، به من همان دادی

به جای شکر، گناهم به محضرت آمد
غضب نکردی و این بار هم امان دادی

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

معجزه می آفریند

جلوه ی سیمای احمد گر که در تمثالِ اوست
یعنی اینکه مثلِ جدش هر دو عالم مالِ اوست

در سحر گاهان خدا داده گلی بر احمدش
عالمی مشتاقِ روی نقشِ خط و خالِ اوست

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسين (ع)

بهار نور رسید

نسیم عشق وزیدن گرفت در جان ها
بهار نور رسیده پس از زمستان ها
خبر دهید به فطرس سر امده تبعید
دوباره بال بزن بر فراز میدان ها

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

یک نفر با تازیانه

رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
بار ما از خانه‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

رخ تو آینه ی صبح

نهان ز من ز چه رو ، روی نیلفام کنی ؟
ز چیست روز مرا ، تیره ‌تر ز شام کنی ؟

درِ بهشت کنی باز و زود می ‌بندی
چه می ‌شود نگه نیمه را تمام کنی ؟

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن