رضا قاسمی

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

سرو گلزار

تا که عقابت با سوارِ خویش، پر زد
طوفانِ پاییزی به باغ من ضرر زد

آه ای امید خیمه‌ها !؛ وقتی که رفتی
افتاد، از پا زینب و دستی به سر زد

بیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

شوق روضه‌

زمین انداختم در روضه‌ات بار گناهم را
و شستم با گلابِ چشمِ خود روی سیاهم را

هزار و چارصد سال از تو دور افتاده‌ام؛ اما …
به هیئت می‌شوم سرباز، شاهِ کم سپاهم را

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)

بالای بام از دور می‌بینم 

از اولین غم تا به آخر را 

در اشک‌هایم کاش می‌دیدی

این صحنه‌های گریه‌آور را

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام هادی (ع)

یا هادی‌الاُمَم

ای «سُرّ مَن رَأیٰ»ی غم ما فقیرها
ای رویش امید، میان کویرها

ای خالق زیارت کلّ ذواتِ نور
ای جامعه سُرای تبارِ کبیرها
بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

می‌روم

شاید امسال بیایم حرمت؛ یا شاید …
سر و کار دل من هست، فقط با «شاید»

باز هم دفتر خود را بزن ارباب، ورق
اصلا افتاده کسی از قلم آقا !؛ شاید

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام جواد (ع)

همسرت

از همان روز ولادت قلبِ مضطر داشتی
بین چشمت چشمه‌ای از حوضِ کوثر داشتی

مشت را بر خاک، می‌کوبیدی و می‌سوختی
هر زمان که روضه‌ی جانسوزِ مادر داشتی

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

نبود

معرفت در اشک‌هایم قدّ یک ارزن نبود
نور خود را پخش کردی؛ چشم من روشن نبود

در جواب ناله‌ی جانسوزِ «هَل مِن ناصرت»
با خودم گفتم که روی صحبتش با من نبودبیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

صاحِبُ‌الکَرَم

ای صاحِبُ‌الکَرَم ! کَرمت را به رخ بکش
پیش کریم‌ها تو کَمت را به رخ بکش

وقتی تمام خلق، به دنبال شادی‌اند
شور و نشاطِ بزم غمت را به رخ بکش

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

باغ یاس

همان دستی که آتش زد گل و گلزار حیدر را
دوباره شعله‌اش سوزاند ، باغ یاس دیگر را

اگر چه روبروی چشم‌هاشان پیرمردی بود
ولی آغاز می‌کردند ، جنگی نابرابر را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام رضا (ع)

گنبدْ طلا

مرا «امام رضایی» شما حساب کنید
غبارِ کاشیِ گنبدْ طلا حساب کنید

میان این همه آوازهای روح‌نواز
مرا «کلاغ» ، ولی خوش صدا حساب کنید

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن