Home / Tag Archives: رضا قاسمی

Tag Archives: رضا قاسمی

باب القاسم ع

گر چه در مظلومیت احساس غربت می‌کنیم
می‌رسد از راه ، روزی که قیامت می‌کنیم

می‌رسد روزی که می‌سازیم ، صحنت را حسن !!
بعد از آن درباره‌اش هر روز ، صحبت می‌کنیم ادامه »

قد کمان برگشته‌ام

سَرو رفتم از کنارت … قد کمان برگشته‌ام
سبز رفتم مثل یک برگِ خزان برگشته‌ام

سوختم بی سایه‌ی تو زیرِ نور آفتاب
باز ، حالا زیر چترِ سایبان برگشته‌ام

ادامه »

روی دلم پرچم حسینه

به دامِ غیر ، گرفتار می‌شوم گاهی
دچار ظلمتِ بسیار می‌شوم گاهی

به جای اینکه کمی هم به دردتان بخورم
در آستین شما مار می‌شوم گاهی

ادامه »

لالا لالا بخواب بابا

لالا لالا بخواب بابا ، که معلومه چشات خسته‌س
چشِ من تار می بینه ، یا نه چشمای تو بسته‌س ؟!

بشین مثل قدیما وُ ، یه کم بازی کنیم با هم
بابا تو بچه‌ی من شو ، منم که مادرت میشم

ادامه »

وای از شام

در چهل سالِ گذشته اشک من رگبار بود
ابرِ باران‌زای چشمم روز و شب پربار بود

از گلویم آب خوش پایین نرفته هیچ وقت
کامم از خشکیِ داغِ تشنگی سرشار بود

ادامه »