رضا قاسمی

شعر مدح امام حسين (ع)

صاحِبُ‌الکَرَم

ای صاحِبُ‌الکَرَم ! کَرمت را به رخ بکش
پیش کریم‌ها تو کَمت را به رخ بکش

وقتی تمام خلق، به دنبال شادی‌اند
شور و نشاطِ بزم غمت را به رخ بکش

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

باغ یاس

همان دستی که آتش زد گل و گلزار حیدر را
دوباره شعله‌اش سوزاند ، باغ یاس دیگر را

اگر چه روبروی چشم‌هاشان پیرمردی بود
ولی آغاز می‌کردند ، جنگی نابرابر را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام رضا (ع)

گنبدْ طلا

مرا «امام رضایی» شما حساب کنید
غبارِ کاشیِ گنبدْ طلا حساب کنید

میان این همه آوازهای روح‌نواز
مرا «کلاغ» ، ولی خوش صدا حساب کنید

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

برگرد

بغضِ غمِ دوری‌ات گلوگیر شده
تعجیل بکن ؛ آمدنت دیر شده

از کودکی‌ام منتظرم برگردی
برگرد ، ببین منتظرت پیر شده

رضا قاسمی

شعر تخريب بقيع

هوا بارانی‌ست

در حریمی که حرم داشت ، ولی حالا نیست
آنقدَر خاک نشسته‌ست ، که دیگر جا نیست

ابرها گریه کنِ این همه بغضند ، ولی
خاک ، گِل می‌شود آنجا که هوا بارانی‌ست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

اباالایتام

ای تسلای دلم ؛ در غم بی مادری‌ام
قصدِ رفتن بکنی ؛ پشت سرت می‌بری‌ام
مثلِ پیراهن کعبه که عزادار شده
بسته‌ام زخمِ تو را با گره‌ی روسری‌ام

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

رقص جنون

دارم به لبم شعرِ پر از شور نجف را
آیینه شدم گنبد پر نور نجف را

میخانه‌ی ما مَرد طلب می‌کند و مست
بر ما برسانند اگر انگور نجف را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

بوی خاک کربلا

زائری دیدم که دارد چشمِ تر می‌آورد
یک نفر هم نذر پاهای تو سر می‌آورد

کفتری دیدم که از بالابلندِ گنبدت
نذر چوبِ جاروی صحن تو پر می‌آورد

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام زمان (عج)

اشکِ شوق

در صحن طبعم واژه‌ها هم بیقرارند
انگار حسّ و حال شعری تازه دارند
وقتی که حرف از مُنتَظَر شد بغض کردند
گفتند یک عمر است که چشم انتظارند
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسين (ع)

صاحب کرم

شاعر شدم با قنوتی ، در دست ، دفتر گرفتم
گفتند من هم نوشتم ، مضمونی از سر گرفتم
اینجا که من ایستادم ، درگاه دارُالاجابه‌ست
صاحب کرم که بماند ، من حاجت از در گرفتم
بیشتر بخوانید »

بستن
بستن