سید حجت بحرالعلومی

شعر شهادت امام حسن (ع)

کریم اهل بیت

پیش چشم قاسم و نجمه ، حسن از حال رفت
در مدینه آن غریب در وطن از حال رفت

تا که شد محروم از عطر کریم اهل بیت
خاک مصر و یثرب و شام و یمن از حال رفت

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

برخیز حسینم

برخیز و ببین عاقبت و آخرمان را
لبهای ترک خورده و چشم ترمان را

برخیز که از باغ خزان خورده ببینی
گل های کبود آمده ی پرپرمان را

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

از نفس گرچه خواهر افتاده

از نفس گرچه خواهر افتاده
باز یاد برادر افتاده

این همه راه آمده اما
وسط راه آخر افتاده

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

لهوف

 

در سرخی نگاه شما غم درست شد
از آن غروب بود که ماتم درست شد

از سال شصت و یک که زمین خورد آسمان
حال و هوای ماه محرم درست شد

بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

شعر روضه تخریب بقیع

هر چند که این مقبره ویران شده انگار
با این همه چون ملک سلیمان شده انگار

هر چند که می خواست نماند اثر از تو
زوار بقیع تو دو چندان شده انگار

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

شعر مدح و مناجات حضرت امیرالمومنین علی(ع)

مستی به سر از حد نصاب افتاده
در بحر نجف مگر شراب افتاده ؟

آباد شود دین و دل و دنیایش
در صحن تو هر کس که خراب افتاده

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

شعر روضه حضرت ام کلثوم (س)

منم که شعله کشد هرم آفتاب از من
گلم، که مانده پس از کربلا گلاب از من

غریب صفحه ی تاریخ ام کلثومم
که قول صبر گرفته ابو تراب از من
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام حسن (ع)

گفتند از درون جگرش پاره پاره شد

گفتند از درون جگرش پاره پاره شد
وقتی که زهر بر دل حضرت رسیده بود

بر دامن حسین سرش بود و گریه کرد
چون روضه خوان به اوج مصیبت رسیده بود

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا
ﻟﺒﻬﺎﻱ ﺗﺮﻙ ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ اﺯ ﺑﺎﻍ ﺧﺰاﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺒﻴﻨﻲ
ﮔﻞ ﻫﺎﻱ ﻛﺒﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ی ﭘﺮﭘﺮﻣﺎﻥ ﺭا

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

گرفته بود دلش بی نهایت از ناقه

گرفته بود دلش بی نهایت از ناقه
زمین که خورد رقیه به صورت از ناقه

مذاب شد جگرش در مسیر راه اما
نداشت هیچ زمانی شکایت از ناقه

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن