شعر آیینی

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

حلالش نمیکنم

آنکس که زد نقاب حلالش نمیکنم
خندید بی حساب حلالش نمیکنم

چشمم که گرم شد سپرش خورد بر سرم
فریاد زد نخواب! حلالش نمیکنم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

قولی بده

دلم میخواست معراجت ببینم
چه معراجی عجب رنگین کمانی

نرو دیگر! تو رفتی سنگ خوردم
بیا قولی بده دیگر بمانی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

خاطرات

ترک خوردی ای شیشه‌ی عمر من !
ای آیینه‌ی قدّیِ مادرم !
اگر چه کمی تاره اما بشین
خودت رو ببین توی چشم ترم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

کرمت ذاتیه

کرمت ذاتیه الحق میتونی
یه گدا رو یک شبه آقا کنی
محاله شما بهم بگی برو
محاله که دستامو رها کنی

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت شام

روشنای نیزه

خون می‌چکد به دوشم از چشمهای نیزه
من هم عزا گرفتم با های های نیزه

یا شهر تیره گشته یا تار گشته چشمم
تنها تو را شناسم ای روشنای نیزه

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

تنها دلخوشی

گوشوارم را بگیر انگشترش را پس بده
آه ، تنها دلخوشی دخترش را پس بده

موی بابا را رها کن ، گیسوی من را بکش
هر چه میخواهی بزن اما سرش را پس بده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

سلسله

بس کن یزید شعله به هفت آسمان مزن
دیگر نمک به زخم دل کودکان مزن

از سلسله کبود شده پیکرم ولی
زخمم بزن به پیکر و زخم زبان مزن

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

خورشید من

این پاره پاره پیرهنت میکشد مرا
این زخمهای بر بدنت میکشد مرا

خورشید من که ماه کبوداست پیکرت
نقش هلال روی تنت میکشد مرا

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

دیدیم

این اشک در عزای تو آقا بها گرفت
از لطفِ تو میانِ دلم روضه پا گرفت

خیلِ ملک برای زیارت به صف شدند
فطرس دوید و جا دَمِ پایین پا گرفت

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

عرضِ ارادت

ذکرِ خیرِ تو به هر جا شد و یادت کردیم
دست بر سینه به تو عرضِ ارادت کردیم

پادشاهیِ جهان حاجتِ ما نیست حسین
به غلامیِ درِ خانه ات عادت کردیم

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن