شعر اربعین

اشعار ویژه (پیشنهادی)

قد کمان برگشته‌ام

سَرو رفتم از کنارت … قد کمان برگشته‌ام
سبز رفتم مثل یک برگِ خزان برگشته‌ام

سوختم بی سایه‌ی تو زیرِ نور آفتاب
باز ، حالا زیر چترِ سایبان برگشته‌ام

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

جامانده ایم

حق است اگر از کاروان ها جا بماند
آن دل که در پیچ و خم دنیا بماند

آنکس که همرنگ جماعت نیست آری
باید تمام عمر را رسوا بماند
بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

نظری کن به خواهرت

ای غایب از نظر، نظری کن به خواهرت
زینب نشسته بر سر قبر مطهرت

یک اربعین گذشته ولی زنده ام هنوز
قامت خمیده آمده سرو صنوبرت
بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

خواهری کردم برایت؟

آمدم! زانو زدم گریان٬ کنار پیکرت
تازه شد داغ بلایایی که آمد بر سرت

ردّی از خون تو بر خاک و هنوز افتاده است؛
نیزه هایی سرشکسته…سنگ ها…دور و برت

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

ما گداییم

ما گداییم به عشق کرمت می آییم
همه با بیرق عشق و علمت می آییم
هر قدم ما به هوای قدمت می آییم
کوله بر دوش به سمت حرمت می آییم بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

نذر سر تو

می آورم سمتِ زیارت، کاروان را
یک کاروان از یاس‌های ارغوان را

بالا سر و، پایینِ پا، فرقی ندارد
آورده ام پیش تو این قَدّ کمان را بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

چله گرفتم

یک اربعین آتش گرفتم از فراقت
آتش گرفتم از غم و رنج و مصیبت

تا که دوباره زائرت باشم برادر
چله گرفتم، چله در رخت اسارت بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

یادم نرفته

پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال
حس می کنم افتاده ام از شیبِ گودال

یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت
یادم نرفته دختران بی قرارت بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

عقیله

من آن عقیله، بضعه ی پاک بتولم
من روضه خوان مقتل آل رسولم

من کوه صبرم، داغِ غم بسیار دیدم
من مادرم بین در و دیوار دیدم بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

برخیز برادر

برخیز برادر شهیدم
من زینبم از سفر رسیدم
از رنج اسارت امدم من
مشتاق زیارت امدم من بیشتر بخوانید »

بستن
بستن