شعر فراق

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

رقص جنون

دارم به لبم شعرِ پر از شور نجف را
آیینه شدم گنبد پر نور نجف را

میخانه‌ی ما مَرد طلب می‌کند و مست
بر ما برسانند اگر انگور نجف را

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

عزیز حسین

گرفته سوز صدایت تمام دنیا را
و گریه هات به آتش کشیده جان ها را

بس است دست خودت را تکان مده بانو
عذاب میدهد این گریه های تو ما را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

سلطانِ رأفت

از دستهای تو گرفتم حاصلم را
از آستانِ قدس تو آب و گِلم را

سلطانِ رأفت هستی و گفتی از این صحن
بیرون نخواهم کرد هرگز سائلم را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

آقا به فریادم رسید

 

راه را گم کرده ام آواره و تنها شدم
یاد آقایم نبودم غرق در دنیا شدم

دل سپردم به همه الا عزیز فاطمه
حق من بوده دچار غصه و غم ها شدم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

یا صاحب الزمان عج

چون جلوه کنی شمس وقمر را اثری نیست

سر تر ز شما تا ابدالدهر سری نیست

ما گله بی صاحب و گرگان به کمینند

غیر از تو در این بیشه دگر شیر نری نیست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

نفسی لک الوقاء

پنهان کنم چگونه هویدایی تو را
یا بین سینه شرح دل آرایی تو را

ظرف مرا شکستی و حالا نشسته ام
تا رو کنم حکایت لیلایی تو را بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

غربت بی انتها

ای ابتدای غربت بی انتها فرات
ای شاهد همیشگی ماجرا فرات
با دسته بسته رفتم از این کربلا فرات
با داغ مانده بر دلم از یار رفته ام

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

در پشت در نشسته ام

نامه سیاه را به حرم ره نمی دهند
اهل گناه را به حرم ره نمی دهند

گمراهی است حاصل عمر گذاشته ام
گم کرده راه را به حرم ره نمی دهند

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

لعنت الله علی حرمله

خوب و بد پشت سر قافله راه افتاده
هر که شد عاشق این سلسله راه افتاده
نا مسلمان و مسلمان به حرم می آیند
هر زن و مرد ز هر فاصله راه افتاده
بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

اللهم رزقنی کربلا

به دلم داغ حرم را مگذارید فقط

به همین حال مرا وا مگذارید فقط

ببَریدم ببَریدم شده حتی در خواب

بین این شهر مرا جا مگذارید فقط

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن