شعر مدح اهل بیت

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ساقی میخانه ام

تنها امید این دل دیوانه ام هستی
مانند شمعی در دِلِ ویرانه ام هستی

وقتی که از تاک ضریحت بوسه می گیرم
یعنی که قطعا ساقی میخانه ام هستی

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

شراب عشق

شراب عشق شمارا خمار باور داشت
حدیث جبر تو را اختیار باور داشت

اگر که خواند تو را رب مشرق و مغرب
به اقتدار تو پروردگار باور داشت
بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

اسد الله

نه که از کعبه؛که از عرش فراتر رفته
پایش آن روز که بر دوش پیمبر رفته

شک نداریم اگر عرش؛مُعلّی شده است
صبح هر روز به پابوسیِ حیدر رفته

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

علی جانم

سینه ام سنگین شود ذکری به لب می آورم
مست از خال لبش صبحی به شب می آورم

امر فرمودی بمیرم تا ببینم دیده ات
بهر دیدار رخت جان را به لب می آورم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

بوی خاک کربلا

زائری دیدم که دارد چشمِ تر می‌آورد
یک نفر هم نذر پاهای تو سر می‌آورد

کفتری دیدم که از بالابلندِ گنبدت
نذر چوبِ جاروی صحن تو پر می‌آورد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ناز شست حیدرش

تا که گویی یا علی سجاده پر پر می زند
سجده ی واجب کن و بشنو که بر در می زند

بعد از آنکه از سحر تا مغربی باده زنم
آمد اینک حضرتش دیدی به ما سر می زند

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

حق مع او بود

پادشاهی کی بشاید گفت جز بر حضرتش
آیت و کرسی بلرزد چون که بیند هیبتش

کورش و زرتشت و عیسی جملگی پیغمبران
جرعه ای از جام او نوشیده اند با رخصتش

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

نامه سربسته

حسین گفت:برادر! حدیث طوبی را
بخوان دوباره برایم به یاد مادرمان

بیا دوباره بگو از دلیلِ خَلق جهان
بیا دوباره بگو از شکوه باورمان!

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات حضرت علی اكبر (ع)

مثل حیدر آمد

به میدان مثل حیدر آمد و طوفان به راه انداخت
یکی بود و عجب ترسی به جان یک سپاه انداخت!

به خود لرزید لشکر، یک قدم حتی عقب تر رفت
به خیل جمعیت وقتی که چرخید و نگاه انداخت

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

گوشه ایوان ‌تو

جز گوشه ایوان ‌تو ، دل بند ندارد
آری اثرِ بندِ تو را ، پند ندارد

از عارف و عامی همه دل داده به زلفت
زنجیر کسی اینهمه دربند ندارد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن