شعر مرثیه

شعر شهادت امام كاظم (ع)

دیده پر اشک

نامت آمد که دلم باز هم آرام شود
مرغ دل پر بزند ، سوی حرم رام شود
روضه هایت به دل غمزده الهام شود
دیده پر اشک ، نگاهم همه ابهام شود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

غربتِ زندان

تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده
به روی پهلوی تو چند جای پا مانده

نفس کشیده‌ای و بند آمده نَفَست
به سینه‌ات چقدَر استخوان، رها مانده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

موسای آل احمد

موسای آل احمدم و برگزیده ام
جای وصال، غربت و دوری خریده ام
با اشتیاق جام بلا سر کشیده ام
چون زینبم، حماسه ی صبر آفریده ام

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

یا باب الحوائج

هرکس که “یا باب الحوائج” را صدا کرده
موسی بن جعفر حاجت او را روا کرده

غیر از خدا که شان او را خوب میداند
هرکس که مدحی گفته در حقش جفا کرده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

رعیت ات شده ایم

دل شکسته ی خود را مجدد آوردیم
چقدر غصه در این رفت و آمد آوردیم
طواف کوی تو قسمت نشد ، بد آوردیم
بنا به سنت خود رو به مشهد آوردیم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

السلام ای مقتدا

السلام ای مقتدا و رازق باران ما

السلام ای زینت تقوا در ایمان ما

نذرتان میکرد مادر باز میشد هر گره

از شما بوده است رزق سفره ی الآن ما

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

رد تازیانه

در این سیاه چال جلوه ی قمر نشسته بود
چو ناله ای که صبح و شام بی اثر نشسته بود

به وقت گریه کردنش زمان غصه خوردنش
قضا ز کار ایستاده و قَدَر نشسته بود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

حرمت یاربّنایش

دستش به زنجیر است و پایش را شکستند
با ناسزا بغض صدایش را شکستند

سجاده را از زیر پایش مى کشیدند
تا حرمت یاربّنایش را شکسته اند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

قبله ی همه عشاق

بین هجومی از خفقان در سیاه چال
پیچیده باز صوت اذان در سیاه چال

درپشت ابر کینه ی ظلمت پرستها
خورشید کرده چهره نهان درسیاه چال

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

قنوت دست شکسته

به طور رفته یا به حرا مشخص نیست
کسی که سهمیه اش از بلا مشخص نیست

قد خمیده رکوعش به سجده متصل است
قیام کردنش ازاین نما مشخص نیست

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن