شعر مناجات حضرت امیرالمومنین

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

خمار میکده

چنان خلیل اگر بین شعله بنشینم
هزار لاله از آتش برات میچینم

به حجله میبردم ساغر از سخاوت خویش
چراکه دختر رز داده قول تمکینم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر

من زبان بسته ام و صوت تو چاووش شده ست
عقل گویا شده، جهل است که خاموش شده ست

سال ها کعبه پریشان همان یک لحظه ست
اینچنین از غم دوریت سیه پوش شده ست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ایوان طلایش

دارم اگر از عشق تنها ادعایش را
اما همیشه در سرم دارم هوایش را

او جان به من داده اگر جان مراهم خواست
هرگز نمیپرسم از او چون و چرایش را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

عشق علی

زاهد نماز همچو گنهکار بشکند
در خلوتی که توبه ی هُشیار بشکند

روز حساب نزد امیر ست شیخ شهر
باید دهان خویش ز گفتار بشکند

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

رقص جنون

دارم به لبم شعرِ پر از شور نجف را
آیینه شدم گنبد پر نور نجف را

میخانه‌ی ما مَرد طلب می‌کند و مست
بر ما برسانند اگر انگور نجف را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

خمارم من

خمارم من خمار باده های زیر ایوانش
مرا شکری است تا هم رشته هستم با خمارانش

نوشتن،آب،بابا را سگ کویش به من آموخت
کسی که صد چو عیسی میشود طفل دبستانش

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن