صفحه اصلی / Tag Archives: شعر هیئت

Tag Archives: شعر هیئت

دختر مهتاب رخ عشق

 

زیبایی دریاست در اعماق نگاهش
این دختر آرام و صبوری که رسیده
از شوق ، علی سفره به اندازه یک شهر
انداخت ، به شکرانه ی نوری که رسیده

ادامه »

زینت ولی اللّه اعظمی

قرار هست که از عشق با خبر باشد
نگاه تشنه ی خورشید بر قمر باشد

حسین روبروی زینبش نشسته اگر
بناست نور در این خانه بیشتر باشد

ادامه »

خاک قدوم تو جَبَل اقتدار ها

 

 

ایوان تو قرارِ دِلِ بی قرار ها
در گوشه چشم توست شکوه وقار ها

گر جوی خون طلب کنی از عاشقان خویش
صف می کشند در نظرت جان نثار ها

ادامه »

من از ضریح زلف تو حاجت گرفته ام

 

 

شایسته است اگر تو سر حرف وا کنی
مثل قدیم، شوهر خود را صدا کنی

اینگونه که نمی شود ای باوفا عروس
در خانه ام برای وفاتت دعا کنی

ادامه »