محسن قاسمی غریب

شعر عيد غدير خم

شه لافتی

به سرم اگر گذرد شبی ز کرم دو دست اناری ات
دل خود زنم به دو زلف تو گِرِهی به کوری عاریت

سگ کوی تو نشدم اگر شده ام چو مرغ شکسته پر
که خورد به پیکر من مگر نفس سگان شکاری ات

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

خمار میکده

چنان خلیل اگر بین شعله بنشینم
هزار لاله از آتش برات میچینم

به حجله میبردم ساغر از سخاوت خویش
چراکه دختر رز داده قول تمکینم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

حضرت حیدر

هیچ کس در عشق تو مانند دل بی تاب نیست
ساقیا هر صاف یکرنگ و روان که آب نیست

بر در درگاه مسجد گفت شیخی زیر لب
میکده خوب است که در بند هیچ آداب نیست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

حُسن یوسف

دلبر شب ماه باشد ، دلربای من حسین
گر عقیق حُسن یوسف شد ، بُوَد معدن حسین

بی نیاز از باغ جنت بی خیال از دوزخم
گر به روز حشر بردارد قدم با من حسین

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

بغضم شکست

خوردم قسم که توبه نمایم قسم شکست
بغضم شکست و دوست ز لطفش،قلم شکست

گفتم دلم سیاه شد ای کبریای من
دستی به دل کشید و دوباره دلم شکست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

مردیم و ندیدیم

ارزان نفروشیم گران جانی خود را
مردیم و ندیدیم رخ جانی خود را

پیر از سر ناسازی ساز دل خویشیم
می خورد زلیخا غم زندانی خود را

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

سخن عشق

دل من با سر زلف تو منافات نداشت
داستان سخن عشق خرافات نداشت
دل عاصی که زگیسو گله می کرد مدام
این همه ازنظر دوست مکافات نداشت
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

تا ابد می ماند یکتا گر علی شویش نبود
مرتضی کی شیر می شد او گر آهویش نبود

اینکه زود از جا کََنَد درب و بگیرد قلعه را
داشت شوق دیدن زهرا ز نیرویش نبود

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن