مقتل

اشعار ویژه (پیشنهادی)

فرش خون

زخم بر زخم نشست و بدنت را پر کرد
فرش خون پهن شد و حجم تنت را پر کرد
نیزه پیچید به اعماق تنت از پهلو
یاد مادر همه ی پیرهنت را پر کرد

بیشتر بخوانید »

امام حسين (ع) - شعر شب عاشورا

از بدنش پا نمی شود

قلبی که با حضور شما پا نمی شود
محبوب خانواده ی زهرا نمی شود

انسان بی حسین چو بیمار لاعلاج
دردش به هیچ وجه مداوا نمی شود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

شعر شهادت حضرت علی اکبر ع

افتاد و پیش چشم پدر پا کشیده شد
کار علی ببین به کجاها کشیده شد

دستی کشید موی سیاهش , عجیب بود
هنگام ظهر شب به درازا کشیده شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

ولــــدی لب بــزن

من چگونه سوی خیمه خبرت را ببرم؟
خبــر ریختــن بــــــــــال و پرت را ببرم

واژه های بدنت سخت به هم ریخته است
سینه ات یـا جگـرت یــا که سرت را ببرم؟

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن