مهدی رحیمی زمستان

شعر شهادت امام جواد (ع)

ابن الرضا

درحقیقت رنگ غم تغییر کرد
آخرین انگور هم تغییر کرد

درمیان چشم انگور سیاه
جای آب و جای سم تغییر کرد
بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

اشکم برایت

با چه حالی بین انگشتم نخ و سوزن گرفتم
فرض کردم که تو هستی آن که بر دامن گرفتم

سوزن مژگان می آمد با نخ اشکم برایت
از کنار بوریایی کهنه پیراهن گرفتم

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت معصومه (س)

شفاعت در بهشت

در حرم نه،زائرت دارد اقامت در بهشت
قیمتی تر می شود با تو عبادت در بهشت

روز محشر نه،به تأیید زیارت نامه ات
می کنی از زائران خود شفاعت در بهشت

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

روضه

باد را زلفِ بید می فهمد
چون به هر سو وزید می فهمد

خَمِ زُلف مراد را در شب
چشم های مرید می فهمد

بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

چارتا گنبد

تا که ذهنم از مدینه مشهدی دیگر بسازد
بهتر است این شهر را از هرکجا بهتر بسازد

مثل فتح مکه درتغییر این بارِ مدینه
طرح را احمد بیارد،شهر را حیدر بسازد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

هُوالاول علی

هُوالاول علی بود و هُوالآخر علی بوده
همیشه اولین و آخرین سنگر علی بوده

خودش را در درون کعبه آورده به این دنیا
که هم مولود علی بوده ست و هم مادر علی بوده

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

وَاسْمَعْ دعایی

وَاسْمَعْ دعایی با تو در دل حرفها مانده
وَاسْمَعْ ندایی که صدایم بی صدا مانده

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست
در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

ارباب من

یکدفعه عاشقم شد و کم کم مرا خرید
زیبا و زشت هرچه که بودم مرا خرید

مانند «جُون» قبل مُحَرَم شدم غلام
مانند «عُون» بعد مُحَرَم مرا خرید

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت رقيه (س)

دردانه ی حسین

با طعم خنده های تو دنیا از این به بعد
نشناخت فصل فصل سر از پا از این به بعد

ای خوش به حال اهل مدینه که شد عیان
در چهره ی تو حضرت زهرا از این به بعد

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام زمان (عج)

یا ولی الله

کشیده از همان آغاز، نرجس انتظارش را
نه چندین روز و شب، نُه ماه خالص انتظارش را

ولایت گر که شد معیار و روضه گر که شد مقیاس
برای شیعیان کردند شاخص انتظارش را

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن