وحید محمدی

اشعار ویژه (پیشنهادی)

سرداب سامرا

وقت بیماری و غم ذکر حسن می گیرم
وسط روضه و دم ذکر حسن می گیرم
همه جا زیر علم ذکر حسن می گیرم
به خدا بین حرم ذکر حسن می گیرم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

درد کمر

چند روزی شده که مادر ما بیمار است
بین بستر بدن بی رمقش تب دار است
خواب در پلک ترش نیست، خودم دیدم که
سر شب تا سحر از درد کمر بیدار است
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

شرار آتش

علی بهانه شد و ضربه خورد بازویت
دری شکست در آن دم، فتاد بر رویت

شرار آتش ظلم زمان زبانه کشید
رسید آتش نمرودیان به گیسویت

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام حسن (ع)

هم نوا

آسمان هم نوای غربت تو
حرفی از قصّه ی فدک دارد
مقتلت واژه هایی از جنس
زخم های دل و نمک دارد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

غربت این قافله

از غصه ی این فاصله بگذار نگویم
از غربت این قافله بگذار نگویم
از شمر نگو تو، به تلافیش پدر جان
از چشم بد حرمله بگذار نگویم
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

چشم تار

از غم هجر پدر ناله کشیدن سخت است
طعنه از حرمله و شمر شنیدن سخت است

چقدر بر تن تو زخم بیابان مانده
من بمیرم، به روی خار دویدن سخت است

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

عصای دست پدر

پرپر نزن، پرم، جگرم تیر می کشد
تو درد می کشی و پرم تیر می کشد
پهلوی زخمی تو مرا می کشد علی
مانند فاطمه کمرم تیر می کشد

بیشتر بخوانید »

شعر وروديه كربلا

کنج روضه

از من نخواه با تو نباشم دقیقه ای
دق می کنم بدون محرّم دقیقه ای
بگذار کنج روضه کنارت نفس زنم
شادی همیشه هست ولی غم دقیقه ای
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

مکتب صادق

هزار مرتبه شکر خدا که شیعه شدیم
به سینه مُهر ولای علی نشانه زدیم

غلام خانه ی اولاد مصطفی هستیم
و دل به ریشه ی خاکی چادری بستیم،

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

شیخ الائمه

کشید بند طناب و تو را زمینت زد
میان کوچه تو را بی هوا زمینت زد

همین که پا شدی از جا دوباره افتادی
دوباره کینه آن بی خدا زمینت زد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن